امام رضا علیه السلام و قرائت قرآن

ابراهیم بن عباس می‌گوید:
من هرگز ندیدم کسی سؤالی از حضرت رضا علیه السلام بکند و او جواب آن را نداند. هیچکس را داناتر از امام هشتم ندیدم.
مامون او را با سوالات مختلف امتحان می کرد و او همه آنها را پاسخ می گفت. کلام و جوابش همیشه برخاسته از آیات قرآن کریم بود.
امام رضا علیه السلام هر سه روز یک بار قرآن را دوره می کرد و می فرمود:« اگر بخواهم، در کمتر از سه روز هم ختم قرآن می‌کنم، ولی در هر آیه‌ای که می‌خوانم تفکر و تامل می‌کنم و به
شأن نزول آن می‌اندیشم.»

منابع:
بحار الانوار، ج 49، ص 90، ح 3. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 180.

راز جاودانگی قرآن در کلام امام رضا (ع)

«ریان بن صلت» می گوید: محضر حضرت رضا (ع) رسیدم و عرض کردم: درباره قرآن چه می فرمایید؟ حضرت فرمودند: کلام خداوند است. از آن تجاوز نکنید و هدایت را در غیر آن نجویید که گمراه می شوید. (1)
همچنین حضرت در شأن قرآن می فرمایند: «قرآن ریسمان محکم الهی است؛ قرآن راه برتری است که انسانها را به سوی بهشت راهنمایی می کند و از آتش دوزخ می رهاند، گذشت زمان آن را فرسوده نمی کند و گفتار آدمیان آن را تباه نمی سازد. زیرا اختصاص به زمان خاصی ندارد و دلیل روشنی برای همه انسانهاست. از پیش رو و پشت سر، خط بطلان بر آن کشیده نمی شود. کتابی است که از سوی خداوند حکیم فرود آمده است». (2)
با توجه به کلام امام رضا (ع)، قرآن کتاب زنده ای است که متعلق به زمان خاصی نبوده، بلکه برای همه انسانها و همه اعصار کلام حقی است که باطل نمی گردد.
قرآن چون کلام خداوند است، مرگ و نیستی در آن راه ندارد. قرآن ظهور فعل الهی است که موجب هدایت برای مردم و روشنایی و چراغی از سوی خداوند است. از این روست که امام رضا (ع) تجاوز از قرآن و تمسک به غیر آن را جایز نمی داند.
حضرت در ادامه می فرماید: خداوند قرآن را برای زمان و مردمان خاص نازل نفرموده، از این جهت در هر زمانی جدید است و تا روز قیامت نزد هر قومی تازه و شکوفاست. (3)
کلام امام رضا (ع) در این روایت بیانگر آن است که از آنجا که قرآن برای زمان خاصی نیست، دلیلی بر ماندگاری و جاویدان بودن این کتاب مقدس است که حقانیت آن قطعی است، از این رو دلیلی روشن و حجتی بر همه انسانهاست.
در واقع رمز جاودانگی قرآن این است که زوال نمی پذیرد و پاسخگوی مشکلات بشری است. و به فرمایش امام رضا (ع) قرآن کتابی است که بطلان در آن راه نمی یابد، دچار دسیسه و تغییر و تحریف نمی گردد، چرا که قرآن ریسمانی استوار است که تمسک به آن باعث هدایت انسان به مقاصد الهی می شود.
خداوند می فرماید: ای مردم، قرآن دلیل محکم و استواری است که چون فرو فرستنده اش آن را می گستراند، لذا از آن نگهداری می کند. (4)
مفهوم کلام خداوند این است که هیچ کس قدرت خاموش کردن قرآن را ندارد، زیرا آن نور مبین است، لذا با شبهه افکنی کم فروغ نمی شود و با آوردن کتابی دیگر مانند آن از بین نمی رود، زیرا انسانها از چنین کاری عاجزند.
حفاظت قرآن توسط خداوند انجام شده و مردم در حراست آن استقلال ندارند. بر همین اساس است که امام رضا (ع) در راز جاودانگی قرآن می فرمایند: «از حد وجودی آن نگذرید، زیرا ماندگاری و استواری کلام به سبب متکلم آن است و قوام و دوام قرآن هم به گوینده آن است. » نکته دیگری که در کلام امام رضا (ع) نهفته است، شکوفاتر شدن قرآن در هر عصر و زمان است، آنجا که می فرماید: «فضیلت قرآن به سبب برتری زمانی و مکانی آن است. » (5) مؤید این مطلب، روایت دیگری از امام رضا (ع) است که حضرت از پدرشان موسی بن جعفر (ع) نقل می فرمایند: مردی از امام جعفر صادق (ع) پرسید: چگونه است که هر چه قرآن بیشتر مورد بررسی قرار می گیرد، بر تازگی آن افزوده می شود؟ حضرت پاسخ دادند: «زیرا خداوند قرآن را برای زمان خاصی و مردم به خصوصی نازل نفرموده است، بنابراین قرآن در هر زمان جدید، و تا روز قیامت برای هر قوم و گروهی از مردم، تازه است. » (6)
بر پایه این حدیث، قرآن در هر زمان منزلت جدیدی از آن جلوه گر خواهد بود که برای انسانهای آن زمان راهنماست.
یکی از مسائلی که امام رضا (ع) درباره حقیقت قرآن به آن اشاره می کند، همراهی قرآن و عترت است. حضرت رضا (ع) در باب امامت می فرمایند: «خداوند پیامبران و ائمه (ع) را توفیق داد و آنچه را به دیگران نداده بود، از خزانه علم و حکمت خود به آنان عطا کرد. پس علم ایشان از علم اهل زمانشان برتر است.
چنان که خدای متعال می فرماید: «آیا کسی که به حق ره می نماید، شایسته پیروی است یا آن که راه نمی یابد، جز آن که به وسیله دیگری هدایت شود؟ شما را چه شده است؟ چگونه داوری می کنید؟ » (7)
بنابراین؛ «معصوم» انسان کامل و هدایت یافته ذاتی است و به هدایت دیگر موجودات نیاز ندارد، زیرا غیر معصوم به هدایت معصوم نیازمند است.
امام رضا (ع) در این باره می فرمایند: امام از گناهان پاک و از عیوب پیراسته است، دارای علم ویژه و حلم مخصوص است، نظام و قوام دین و عزت مسلمانان، مایه خشم منافقان و نابودی کافران است. (8)
یعنی همانگونه که «قرآن علمی» شفا و رحمه للمومنین است، «قرآن عینی» (امام معصوم) هم برای عده ای از مردم مظهر جمال خداوند و برای عده ای دیگر مظهر جلال اوست.
یکی از رازهای همانندی قرآن و امام این است که از آنجا که عقل انسانها را به بطن قرآن راهی نیست، پی بردن به همه حقایق نهفته در وجود امام هم برای انسانها میسر نیست؛ زیرا هیچ موجودی همتای او نیست.
امام رضا (ع) در این زمینه می فرمایند: «امام یگانه روزگار خویش است، کسی با او نزدیک و هیچ دانشمندی همسان او نیست. بدیل و مانندی ندارد. کانون همه فضایل است، بدون آن که وی درصدد کسب آنها باشد، بلکه این مهم تفضلی از سوی خداوند وهاب است. »
حضرت در ادامه می فرمایند: «اگر کسی همتای امام نیست، پس چه کسی به شناخت امام می رسد یا اختیار گزینش او را دارد؟ هرگز چنین چیزی شدنی نیست در حالی که از بیان وصفی از اوصاف امام یا فضیلتی از فضایل او عقلها به بیراهه می روند، حلم ها گم گشته، مغزها حیران و چشمها خسته و وامانده می شوند و بزرگان اظهار کوچکی می کنند و حکیمان سرگردان می شوند و حس کوتاهی به بردباران دست می دهد و خطیبان در بند می آیند و هوشمندان، نادان و شاعران به لکنت زبان گرفتار می شوند. و ادیبان عاجز و بلیغان ناتوان می گردند، در حالی که به عجز و ناتوانی خود اعتراف می کنند. »
امام مانند ستاره، دور از دسترس افراد و وصف ستایشگران است پس چگونه انتخاب او در دست مردم می تواند باشد؟ عقلها چگونه به حقیقت او راه دارند؟ کجا مانند این حقیقت یافت می شود؟ (9)
بر پایه این بیان جامع و کامل حضرت، همه انسانها از شناخت کنه معصوم عاجزند.
امام رضا (ع) به نوفلی می فرماید: «ای نوفلی، آیا دوست داری بدانی مأمون چه وقت پشیمان می شود؟ » گفتم: آری. حضرت فرمود: «هنگامی که بشنود من برای اهل تورات از توراتشان دلیل می آورم و برای اهل انجیل از انجیلشان و برای اهل زبور از زبورشان و برای صائبان با زبان عبرانی و با رومیان با زبان رومی و با هر کسی با زبان خود او گفتگو می کنم، هنگامی که هر یک از آنها ساکت و برهانشان باطل شد و سخن خود را رها کرد و به گفته من گروید به حول و قوه خدای بزرگ، مأمون در می یابد مقامی که در آن جای گرفته است، برازنده او نیست. آنگاه پشیمان می شود. » (10)

پی نوشت :

1- مسندالرضا، ج1، کتاب التفسیر ص 307
2- همان، باب فضل القرآن، ص 309
3- همان
4- سوره نساء، آیه 174
5- مسند الامام الرضا (ع)، باب فضل القرآن، ص 309
6- مسند الامام الرضا (ع)، ج1، کتاب التفسیر ص 309
7- یونس، آیه 35، مسند الامام الرضا (ع)، ج 1 کتاب الامامه، ص 100
8- مسند الامام الرضا(ع)، ج 1، کتاب الامامه، ص 98
9- مسند الامام الرضا(ع)، ج1، کتاب الامامه، ص 98
10- مسند الامام الرضا (ع)، جلد 2، کتاب الاحتجاجات، ص 75  

 

نویسنده: عبدا... امامی

روش برخورد امام رضا (ع )با مردم

مامون و مرد دزد

مرحوم شیخ طوسى رضوان اللّه تعالى علیه در کتاب رجال خود آورده است : در یکى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا علیه السلام در منزل آن حضرت گرد یکدیگر جمع شده بودند و یونس بن عبدالرّحمن نیز که از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصیّت هاى ارزنده بود، در جمع ایشان حضور داشت .

هنگامى که آنان مشغول صحبت و مذاکره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.

امام علیه السلام ، به یونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هیچ گونه عکس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن که به تو اجازه داده شود.

آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر علیه یونس ، به سخن چینى و ناسزاگوئى آغاز کردند.

و در این بین حضرت رضا علیه السلام سر مبارک خود را پائین انداخته بود و هیچ سخنى نمى فرمود؛ و نیز عکس العملى ننمود تا آن که بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.

بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا یونس از اتاق بیرون آید.

یونس با حالتى غمگین و چشمى گریان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :

یاابن رسول اللّه ! من فدایت گردم ، با چنین افرادى من معاشرت دارم ، در حالى که نمى دانستم درباره من چنین خواهند گفت ؛ و چنین نسبت هایى را به من مى دهند.

امام رضا علیه السلام با ملاطفت ، یونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى یونس ! غمگین مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى که امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.

اى یونس ! سعى کن ، همیشه با مردم به مقدار کمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى .

و از طرح و بیان آن مطالب و مسائلى که نمى فهمند و درک  نمى کنند، خوددارى کن .

اى یونس ! هنگامى که تو دُرّ گرانبهائى را در دست خویش دارى و مردم بگویند که سنگ یا کلوخى در دست تو است ؛ و یا آن که سنگى در دست تو باشد و مردم بگویند که درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنین گفتارى چه تاثیرى در اعتقادات و افکار تو خواهد داشت ؟  و آیا از چنین افکار و گفتار مردم ، سود و یا زیانى بر تو وارد مى شود؟! یونس با فرمایشات حضرت آرامش یافت و اظهار داشت : خیر، سخنان ایشان هیچ اهمیّتى برایم ندارد.

امام رضا علیه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:

اى یونس ! غمگین مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى که امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.اى یونس ! سعى کن ، همیشه با مردم به مقدار کمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى .

اى یونس ، بنابر این چنانچه راه صحیح را شناخته، همچنین حقیقت را درک کرده باشى؛ و نیز امامت از تو راضى باشد، نباید افکار و گفتار مردم در روحیّه ، اعتقادات و افکار تو کمترین تاثیرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگویند.(1)

اگر توبه نمایند، نجات یابند؟!

 

در بعضى از روایات آمده است :

روزى یکى از منافقین به حضرت ابوالحسن ، امام رضا علیه السلام عرضه داشت : بعضى از شیعیان و دوستان شما خمر (شراب مست کننده ) مى نوشند؟!

امام علیه السلام فرمود: سپاس خداوند حکیم را، که آن ها در هر حالتى که باشند، هدایت شده ؛ و در اعتقادات صحیح خود ثابت و مستقیم مى باشند.

سپس یکى دیگر از همان منافقین که در مجلس حضور داشت ، به امام علیه السلام گفت : بعضى از شیعیان و دوستان شما نبیذ مى نوشند؟!

حضرت فرمود: بعضى از اصحاب رسول اللّه صلى الله علیه و آله نیز چنین بودند.منافق گفت : منظورم از نبیذ، آب عسل نیست ؛ بلکه منظورم شراب مست کننده است .

ناگاه حضرت با شنیدن این سخن ، عرق بر چهره مبارک حضرت ظاهر شد و فرمود: خداوند کریم تر از آن است که در قلب بنده مؤمن علاقه به خمر و محبّت ما اهل بیت رسالت را کنار هم قرار دهد و هرگز چنین نخواهد بود.

سپس حضرت لحظه اى سکوت نمود؛ و آن گاه اظهار داشت :

اگر کسى چنین کند؛ و نسبت به آن علاقه نداشته باشد و از کرده خویش پشیمان گردد، در روز قیامت مواجه خواهد شد با پروردگارى مهربان و دلسوز، با پیغمبرى عطوف و دل رحم ، با امام و رهبرى که کنار حوض کوثر مى باشد؛ و دیگر بزرگانى که براى شفاعت و نجات او آمده اند. ولیکن تو و امثال تو در عذاب دردناک و سوزانِ برهوت گرفتار خواهید بود.(2)


پی نوشت ها:

1. بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از کتاب رجال کشّى .

2.  بحارالا نوار: ج 27، ص 314، ح 12، به نقل از مشارق الا نوار: ص 246

 

 

منبع:تبیان( چهل داستان و چهل حدیث،از امام رضا علیه السلام عبداللّه صالحى

بهترین فرصت ها براى عبادت و خلوت با خداوند

گاهى برخى از طلاب و کسانى که به کسب علم و دانش اشتغال دارند، از پراکنده گى حواس و عدم تمرکز در هنگام مطالعه شکوه دارند و از اساتید و یا دوستان رسول خدا راه کارى براى تمرکز حواس داشته باشد، مطالب را بهتر مى فهمد و از فرصت مطالعه بیشتر استفاده مى کند.از جمله راه کارهایى که به این افراد ارایه مى شود این است که سعى کنند انگیزه و شوق خود به مطالعه را گسترش بخشند. هم چنین انتخاب محیطى آرام و بى سرو صدا و خالى از مزاحمت و عواملى که توجه انسان را به خود مشغول سازد در این امور مؤ ثر است . به این افراد توصیه مى شود با تمرین و به تدریج بکوشند که به هنگام مطالعه فکر و توجهشان فقط معطوف به مطالب کتاب گردد و از توجه با امور دیگر خوددارى کنند.


درباره نماز و ذکر و توجه به خدا نیز این سؤ ال مطرح مى شود که چه کنیم تا در هنگام نماز و گفتن ذکر خدا حضور قلب داشته باشیم و توجهمان فقط معطوف به خداوند گردد؟ پاسخ این است که در درجه اول باید تمرین و ممارست داشته باشیم . در کنار سایر عوامل ، تمرین اساسى ترین عامل براى رسیدن به هر هدفى است . در کنار تمرین ، باید سعى کنیم بهترین وقت خود را به نماز و عبادت و ذکر خدا اختصاص دهیم . باید اوقاتى به ذکر و عبادت بپردازیم که از نشاط کافى برخوردار باشیم و آمادگى بیشترى براى عبادت داشته باشیم . بدنمان در حالت اعتدال باشد. بعد از خوردن غذا و پر بودن شکم و نیز هنگامى گرسنگى و ضعف بدن ، هم چنین هنگام خستگى که نشاط و آرامش کافى نداریم ، زمان مناسبى براى عبادت و ذکر خدا نیست . در طول روز که نوعا انسان به فعالیت هاى روزانه و انجام وظایف خود اشتغال دارد، آمادگى کافى براى عبادت ندارد. هنگام استراحت بعد از ظهر و نیز پس از پایان یافتن فعالیت روزانه و مغرب ، و به خصوص نزدیک اذان صبح و بین الطلوعین فرصت مناسبى براى پرداختن به عبادت و ذکر است . قرآن با اشاره به بهترین اوقات تسبیح و عبادت خداوند مى فرماید:
فى بیوت اءذن اءن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال ؛ در خانه هایى که خدا رخصت داده که (قدر و منزلت ) آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن (خانه ) هر بامداد و شامگاه او را نیایش ‍ مى کنند.
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا. و سجوه بکرة و اءصیلا؛ اى کسانى که ایمان آورده اید، خدا را فراوان یاد کنید، و صبح و شام او را به پاکى بستایید.
انتخاب محل خلوت نیز در تقویت حضور قلب به هنگام عبادت و ذکر مؤ ثر است . گرچه یاد خداوند همواره پسندیده است ، اما در روایات بر مساءله خلوت با خدا و ارتباط با خدا به دور از چشم دیگران سفارش شده است . در حدیثى قدسى ، خداى متعال به حضرت عیسى علیه السلام مى فرماید:
یا عیسى اءلن لى قلبک و اءکثر ذکرى فى الخلوات ؛ شیعیان ما کسانى هستند که هنگام تنهایى فراوان خدا را یاد مى کنند.
تاءکید بر عبادت در تنهایى و خلوت از آن رو است که در حضور دیگران و محیط پر سر و صدا تمرکز لازم براى توجه به خداوند میسر نمى گردد و مزاحمت ها نمى گذارد که حواس انسان جمع باشد و عبادت و ذکر خدا با حضور قلب انجام گیرد. علاوه بر این ممکن است انگیزه انسان سالم نماند و به ریا و خودنمایى آلوده گردد.پس از کار روزانه و خارج شدن از محیطهاى پر و سر صدا، انسان مى تواند به خود بیندیشد و به خداوند توجه پیدا کند و به انجام عبادت با حضور قلب بیشتر بپردازد. گرچه خداوند از ما دور نیست و از هر کس و هر چیزى به ما نزدیک تر است و به فرموده قرآن ، از شاهرگ به ما نزدیک تر است : و نحن اءقرب الیه من حبل الورید ؛ اما براى این که ما با خداوند انس بیابیم ، باید از درون قلب با او ارتباط بر قرار کنیم .
البته در آغاز که انس با خدا در ما پدید نیامده و انسان با خداوند بیگانه است ارتباط و توجه عمیق به خداوند دشوار است ، اما پس از تکرار توجه و یاد خدا و مستمر گشتن ارتباط با او، انسان با خداوند احساس آشنایى مى کند و با او انس مى یابد و پى مى برد که انس با خدا چه لذتى دارد. گاه این انس تا بدان جا مى رسد که به جز مواردى که خداوند فرمان داده که به سراغ انجام وظایف خود برود و به امور روزمره زندگى بپردازد، حاضر نیست از انس با محبوب و گفتگوى با او دل بکند.
با این مکه قرآن معمولا در صدد بیان اصول و کلیات است و وارد بیان جزئیات و تفاصیل برنامه ها نمى شود و بیان آنها را به عهده پیامبر صلى الله علیه و آله نهاده است . اما وقتى که به مساءله عبادت و راز و نیاز با خداوند مى رسد، به جزئیات نیز اشاره مى کند روى آنها تاءکید دارد. قرآن در جایى مى فرماید:
و سبح بحمد ربک حین تقوم . و من اللیل فسبحه و ادبار النجوم ؛ و هنگام که بر مى خیزى پروردگارت را تسبیح و حمد گوى ، و (نیز) پاره اى از شب و در فروشدن ستارگان تسبیح گوى او باش .
در جاى دیگر مى فرماید:
و اذکر اسم ربک بکرة و اءصیلا. و من اللیل فاسجد له و سبحه لیلا طویلا؛
و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن ، و بخشى از شب را در برابر او سجده کن و شب هاى دراز، او را به پاکى بستاى .
ما نباید این مساءله را ساده بگیریم و با بى تفاوتى از کنار آن بگذریم . قرآن که در این مورد به بیان وقت و زمان و تاءکید بر نوع عبادت مانند تسبیح و سجده پرداخته است به جهت نقش سازنده و اثر عمیق و اساسى آنها در تکامل معنوى انسان است . اگر غیر از این بود، قرآن تا بدین حد بر آنها تاءکید نمى کرد. تاءکید قرآن براى این است که ما این آداب را رعایت کنیم و به این دلیل که مستحب هستند، از انجام آنها خوددارى نکنیم . نگوییم ما وظایف واجب خود را به درستى انجام نمى دهیم ، چه رسد که به مستحبات عمل کنیم و سجده هاى طولانى داشته باشیم .

سه غم آمد به قلبم هرسه یکبار(به مناسبت 28 صفر)

 

رحلت پیامبر رحمت و رأفت (ص) که رسالت خود را به کمال رساندن فضیلت ها و مکارم اخلاقی اعلام کرده است، شهادت امام مجتبی (ع) پیشوای پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ اسلام و شهادت امام رضا (ع) که رضایت خدا را در انگیزه و اراده خویش و رضایت خلق خدا را در خوبی کردن و خدمت رساندن به آنها جستجو می کرد، بر همه همکاران و هموطنان ارجمند تسلیت باد. 

 شایسته است کلام حکیمانه پیامبر را که در دایره المعارف « بحارالانوار» نیز ثبت شده است به یکدیگر هدیه کنیم:
« اقربکم غداً منی فی الموقف: 1- اصدقکم الحدیث 2- واداکم للامانه 3- واوفاکم بالعهد4- واحسنکم خلقاً 5- واقربکم من الناس
فردای قیامت، کسی از شما به من نزدیک تر است که :‌1- صادق ترینتان در سخن گفتن 2- پایبندترینتان در امانت رسانی 3- وفادارترینتان در اجرای عهد و پیمان 4- خوش ترین و زیباترینتان در خلق و خوی 5- و نزدیک ترینتان ( خدمتگزارترینتان)‌به عموم مردم باشد.