ابراهیم بن عباس میگوید:
من هرگز ندیدم کسی سؤالی از حضرت رضا علیه السلام بکند و او جواب آن را نداند. هیچکس را داناتر از امام هشتم ندیدم. مامون او را با سوالات مختلف امتحان می کرد و او همه آنها را پاسخ می گفت. کلام و جوابش همیشه برخاسته از آیات قرآن کریم بود.
امام رضا علیه السلام هر سه روز یک بار قرآن را دوره می کرد و می فرمود:« اگر بخواهم، در کمتر از سه روز هم ختم قرآن میکنم، ولی در هر آیهای که میخوانم تفکر و تامل میکنم و به شأن نزول آن میاندیشم.»
منابع:
بحار الانوار، ج 49، ص 90، ح 3. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 180.
پی نوشت :
1- مسندالرضا، ج1، کتاب التفسیر ص 307
2- همان، باب فضل القرآن، ص 309
3- همان
4- سوره نساء، آیه 174
5- مسند الامام الرضا (ع)، باب فضل القرآن، ص 309
6- مسند الامام الرضا (ع)، ج1، کتاب التفسیر ص 309
7- یونس، آیه 35، مسند الامام الرضا (ع)، ج 1 کتاب الامامه، ص 100
8- مسند الامام الرضا(ع)، ج 1، کتاب الامامه، ص 98
9- مسند الامام الرضا(ع)، ج1، کتاب الامامه، ص 98
10- مسند الامام الرضا (ع)، جلد 2، کتاب الاحتجاجات، ص 75
نویسنده: عبدا... امامی

مرحوم شیخ طوسى رضوان اللّه تعالى علیه در کتاب رجال خود آورده است : در یکى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا علیه السلام در منزل آن حضرت گرد یکدیگر جمع شده بودند و یونس بن عبدالرّحمن نیز که از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصیّت هاى ارزنده بود، در جمع ایشان حضور داشت .
هنگامى که آنان مشغول صحبت و مذاکره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام علیه السلام ، به یونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هیچ گونه عکس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن که به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر علیه یونس ، به سخن چینى و ناسزاگوئى آغاز کردند.
و در این بین حضرت رضا علیه السلام سر مبارک خود را پائین انداخته بود و هیچ سخنى نمى فرمود؛ و نیز عکس العملى ننمود تا آن که بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا یونس از اتاق بیرون آید.
یونس با حالتى غمگین و چشمى گریان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
یاابن رسول اللّه ! من فدایت گردم ، با چنین افرادى من معاشرت دارم ، در حالى که نمى دانستم درباره من چنین خواهند گفت ؛ و چنین نسبت هایى را به من مى دهند.
امام رضا علیه السلام با ملاطفت ، یونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى یونس ! غمگین مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى که امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى یونس ! سعى کن ، همیشه با مردم به مقدار کمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى .
و از طرح و بیان آن مطالب و مسائلى که نمى فهمند و درک نمى کنند، خوددارى کن .
اى یونس ! هنگامى که تو دُرّ گرانبهائى را در دست خویش دارى و مردم بگویند که سنگ یا کلوخى در دست تو است ؛ و یا آن که سنگى در دست تو باشد و مردم بگویند که درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنین گفتارى چه تاثیرى در اعتقادات و افکار تو خواهد داشت ؟ و آیا از چنین افکار و گفتار مردم ، سود و یا زیانى بر تو وارد مى شود؟! یونس با فرمایشات حضرت آرامش یافت و اظهار داشت : خیر، سخنان ایشان هیچ اهمیّتى برایم ندارد.
امام رضا علیه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى یونس ! غمگین مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى که امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.اى یونس ! سعى کن ، همیشه با مردم به مقدار کمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى .
اى یونس ، بنابر این چنانچه راه صحیح را شناخته، همچنین حقیقت را درک کرده باشى؛ و نیز امامت از تو راضى باشد، نباید افکار و گفتار مردم در روحیّه ، اعتقادات و افکار تو کمترین تاثیرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگویند.(1)
اگر توبه نمایند، نجات یابند؟!
روزى یکى از منافقین به حضرت ابوالحسن ، امام رضا علیه السلام عرضه داشت : بعضى از شیعیان و دوستان شما خمر (شراب مست کننده ) مى نوشند؟!
امام علیه السلام فرمود: سپاس خداوند حکیم را، که آن ها در هر حالتى که باشند، هدایت شده ؛ و در اعتقادات صحیح خود ثابت و مستقیم مى باشند.
سپس یکى دیگر از همان منافقین که در مجلس حضور داشت ، به امام علیه السلام گفت : بعضى از شیعیان و دوستان شما نبیذ مى نوشند؟!
حضرت فرمود: بعضى از اصحاب رسول اللّه صلى الله علیه و آله نیز چنین بودند.منافق گفت : منظورم از نبیذ، آب عسل نیست ؛ بلکه منظورم شراب مست کننده است .
ناگاه حضرت با شنیدن این سخن ، عرق بر چهره مبارک حضرت ظاهر شد و فرمود: خداوند کریم تر از آن است که در قلب بنده مؤمن علاقه به خمر و محبّت ما اهل بیت رسالت را کنار هم قرار دهد و هرگز چنین نخواهد بود.
سپس حضرت لحظه اى سکوت نمود؛ و آن گاه اظهار داشت :
اگر کسى چنین کند؛ و نسبت به آن علاقه نداشته باشد و از کرده خویش پشیمان گردد، در روز قیامت مواجه خواهد شد با پروردگارى مهربان و دلسوز، با پیغمبرى عطوف و دل رحم ، با امام و رهبرى که کنار حوض کوثر مى باشد؛ و دیگر بزرگانى که براى شفاعت و نجات او آمده اند. ولیکن تو و امثال تو در عذاب دردناک و سوزانِ برهوت گرفتار خواهید بود.(2)
پی نوشت ها:
1. بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از کتاب رجال کشّى .
2. بحارالا نوار: ج 27، ص 314، ح 12، به نقل از مشارق الا نوار: ص 246
منبع:تبیان( چهل داستان و چهل حدیث،از امام رضا علیه السلام عبداللّه صالحى
گاهى برخى از طلاب و کسانى که به کسب علم و دانش اشتغال دارند، از پراکنده گى حواس و عدم تمرکز در هنگام مطالعه شکوه دارند و از اساتید و یا دوستان رسول خدا راه کارى براى تمرکز حواس داشته باشد، مطالب را بهتر مى فهمد و از فرصت مطالعه بیشتر استفاده مى کند.از جمله راه کارهایى که به این افراد ارایه مى شود این است که سعى کنند انگیزه و شوق خود به مطالعه را گسترش بخشند. هم چنین انتخاب محیطى آرام و بى سرو صدا و خالى از مزاحمت و عواملى که توجه انسان را به خود مشغول سازد در این امور مؤ ثر است . به این افراد توصیه مى شود با تمرین و به تدریج بکوشند که به هنگام مطالعه فکر و توجهشان فقط معطوف به مطالب کتاب گردد و از توجه با امور دیگر خوددارى کنند.
درباره نماز و ذکر و توجه به خدا نیز این سؤ ال مطرح مى شود که چه کنیم تا در هنگام نماز و گفتن ذکر خدا حضور قلب داشته باشیم و توجهمان فقط معطوف به خداوند گردد؟ پاسخ این است که در درجه اول باید تمرین و ممارست داشته باشیم . در کنار سایر عوامل ، تمرین اساسى ترین عامل براى رسیدن به هر هدفى است . در کنار تمرین ، باید سعى کنیم بهترین وقت خود را به نماز و عبادت و ذکر خدا اختصاص دهیم . باید اوقاتى به ذکر و عبادت بپردازیم که از نشاط کافى برخوردار باشیم و آمادگى بیشترى براى عبادت داشته باشیم . بدنمان در حالت اعتدال باشد. بعد از خوردن غذا و پر بودن شکم و نیز هنگامى گرسنگى و ضعف بدن ، هم چنین هنگام خستگى که نشاط و آرامش کافى نداریم ، زمان مناسبى براى عبادت و ذکر خدا نیست . در طول روز که نوعا انسان به فعالیت هاى روزانه و انجام وظایف خود اشتغال دارد، آمادگى کافى براى عبادت ندارد. هنگام استراحت بعد از ظهر و نیز پس از پایان یافتن فعالیت روزانه و مغرب ، و به خصوص نزدیک اذان صبح و بین الطلوعین فرصت مناسبى براى پرداختن به عبادت و ذکر است . قرآن با اشاره به بهترین اوقات تسبیح و عبادت خداوند مى فرماید:
فى بیوت اءذن اءن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال ؛ در خانه هایى که خدا رخصت داده که (قدر و منزلت ) آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن (خانه ) هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى کنند.
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا. و سجوه بکرة و اءصیلا؛ اى کسانى که ایمان آورده اید، خدا را فراوان یاد کنید، و صبح و شام او را به پاکى بستایید.
انتخاب محل خلوت نیز در تقویت حضور قلب به هنگام عبادت و ذکر مؤ ثر است . گرچه یاد خداوند همواره پسندیده است ، اما در روایات بر مساءله خلوت با خدا و ارتباط با خدا به دور از چشم دیگران سفارش شده است . در حدیثى قدسى ، خداى متعال به حضرت عیسى علیه السلام مى فرماید:
یا عیسى اءلن لى قلبک و اءکثر ذکرى فى الخلوات ؛ شیعیان ما کسانى هستند که هنگام تنهایى فراوان خدا را یاد مى کنند.
تاءکید بر عبادت در تنهایى و خلوت از آن رو است که در حضور دیگران و محیط پر سر و صدا تمرکز لازم براى توجه به خداوند میسر نمى گردد و مزاحمت ها نمى گذارد که حواس انسان جمع باشد و عبادت و ذکر خدا با حضور قلب انجام گیرد. علاوه بر این ممکن است انگیزه انسان سالم نماند و به ریا و خودنمایى آلوده گردد.پس از کار روزانه و خارج شدن از محیطهاى پر و سر صدا، انسان مى تواند به خود بیندیشد و به خداوند توجه پیدا کند و به انجام عبادت با حضور قلب بیشتر بپردازد. گرچه خداوند از ما دور نیست و از هر کس و هر چیزى به ما نزدیک تر است و به فرموده قرآن ، از شاهرگ به ما نزدیک تر است : و نحن اءقرب الیه من حبل الورید ؛ اما براى این که ما با خداوند انس بیابیم ، باید از درون قلب با او ارتباط بر قرار کنیم .
البته در آغاز که انس با خدا در ما پدید نیامده و انسان با خداوند بیگانه است ارتباط و توجه عمیق به خداوند دشوار است ، اما پس از تکرار توجه و یاد خدا و مستمر گشتن ارتباط با او، انسان با خداوند احساس آشنایى مى کند و با او انس مى یابد و پى مى برد که انس با خدا چه لذتى دارد. گاه این انس تا بدان جا مى رسد که به جز مواردى که خداوند فرمان داده که به سراغ انجام وظایف خود برود و به امور روزمره زندگى بپردازد، حاضر نیست از انس با محبوب و گفتگوى با او دل بکند.
با این مکه قرآن معمولا در صدد بیان اصول و کلیات است و وارد بیان جزئیات و تفاصیل برنامه ها نمى شود و بیان آنها را به عهده پیامبر صلى الله علیه و آله نهاده است . اما وقتى که به مساءله عبادت و راز و نیاز با خداوند مى رسد، به جزئیات نیز اشاره مى کند روى آنها تاءکید دارد. قرآن در جایى مى فرماید:
و سبح بحمد ربک حین تقوم . و من اللیل فسبحه و ادبار النجوم ؛ و هنگام که بر مى خیزى پروردگارت را تسبیح و حمد گوى ، و (نیز) پاره اى از شب و در فروشدن ستارگان تسبیح گوى او باش .
در جاى دیگر مى فرماید:
و اذکر اسم ربک بکرة و اءصیلا. و من اللیل فاسجد له و سبحه لیلا طویلا؛
و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن ، و بخشى از شب را در برابر او سجده کن و شب هاى دراز، او را به پاکى بستاى .
ما نباید این مساءله را ساده بگیریم و با بى تفاوتى از کنار آن بگذریم . قرآن که در این مورد به بیان وقت و زمان و تاءکید بر نوع عبادت مانند تسبیح و سجده پرداخته است به جهت نقش سازنده و اثر عمیق و اساسى آنها در تکامل معنوى انسان است . اگر غیر از این بود، قرآن تا بدین حد بر آنها تاءکید نمى کرد. تاءکید قرآن براى این است که ما این آداب را رعایت کنیم و به این دلیل که مستحب هستند، از انجام آنها خوددارى نکنیم . نگوییم ما وظایف واجب خود را به درستى انجام نمى دهیم ، چه رسد که به مستحبات عمل کنیم و سجده هاى طولانى داشته باشیم .
رحلت پیامبر رحمت و رأفت (ص) که رسالت خود را به کمال رساندن فضیلت ها و مکارم اخلاقی اعلام کرده است، شهادت امام مجتبی (ع) پیشوای پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ اسلام و شهادت امام رضا (ع) که رضایت خدا را در انگیزه و اراده خویش و رضایت خلق خدا را در خوبی کردن و خدمت رساندن به آنها جستجو می کرد، بر همه همکاران و هموطنان ارجمند تسلیت باد. شایسته است کلام حکیمانه پیامبر را که در دایره المعارف « بحارالانوار» نیز ثبت شده است به یکدیگر هدیه کنیم: | ||