به گزارش ادیان نیوز به نقل از خبرگزاری شبستان، شور و حرارت مسلمانان به خصوص جوانان مسلمان غربی، دولت های این کشور را تحریک می کند تا با سوءاستفاده از قدرتهای خود موقعیت های اجتماعی آنها را تحت تاثیر قرار دهند با این تعبیر که اعتقادات آنها برای دولت خطرساز است.تجمع مسلمانان به هر بهانه دینی در کنار هم و تجدید پیمانی که هر چند وقت یک بار بین آنها یادآوری می شود تصور غلط تهدید آمیز بودن فعالیت آنها را در ذهن دولت ها تلقین می کند در حالیکه سایر ادیان نیز به نوبه خود دارای چنین تجمعاتی هستند.
مساله ای که در این میان مسلمانان را از دیگران متمایز می کند این حقیقت است که آنها دین خود را مساله ای پایین دست و پیش پا افتاده و در سطح سایر موضوعات زندگی تصور نمی کنند بلکه دین را همچون سایه ای حاکم بر تمام امور خود می دانند و هر فکر و حرکتی را بر قوانین اسلام تطبیق می دهند.
دولتها و راه اندازان اسلام هراسی برای مهجور کردن مسلمانان سعی در تمسخر و به زیر سوال بردن اعتقادات اسلامی دارند.چنانکه حجاب و حلال و حرام از جمله سوژه هایی شده که آنها در پیش راندن مقاصد خود از آن سوءاستفاده می کنند و این امر از مدارس در برنامه هایی گسترده شروع شده است که در نظر دارند اعتقادات اسلامی را از ریشه خراب کنند.
از همین رو حضور یک زن محجبه در اجتماع غربی انگشت تمسخر دیگران را به سوی او نشانه می برد و موقعیت اجتماعی اش را سخت تحت تاثیر قرار می دهد.به گزارش CBS نوول، مسلمانان در کشورهای غربی تلاش کردن تا با هک کردن ۳۰ هزار عضو فعال اشاعه اسلام هراسی در سایت اجتماعی فلیس بوک، تشنج های حاکم بر اسلام را تقلیل کنند.
مسلمانان فرانسه در مبارزه با اسلام هراسی نسبت به سایر کشورها پیشرو هستند.از سوی دیگر تجمعات گسترده ای که هر ساله با استقبال یکصد و پنجاه هزار عضو ثابت از سوی ارگان های اسلامی اروپا در فرانسه تشکیل می شود خروجی های موفقیت آمیزی برای مسلمانان به ارمغان می آورد .
ترجمه تدبری سوره
ای رسول ما! بگو پناه می برم به پروردگار سپیده دم،همان پروردگاری که تاریکی شب را می شکافد و روشنایی صبح را در دل آن پدید می آورد و هم اوست که می تواند تاریکی شر را بشکافد و روشنایی خیر را در دل آن پدید آورد (1)
به او پناه می برم از شر هر آنچه آفریده است. آفریدگار پدیده ها اوست و بی تردید، دفع و رفع شر پدیده ها در دست اوست (2)
و از شر تاریکی آنگاه که فراگیر شود و ما را از خطرات احتمالی اطرافمان غافل سازد(3)
و از شر زنان جادوگر که به هنگام افسون کردن مردمان در گره های جادو، سخت می دمند و به سبب غفلتمان از سحرشان در معرض آسیبشان هستیم (4)
و از شر هر حسود، آنگاه که حسد می ورزد و در صدد آسیب رساندن به ماست و ما از نیت او غافلیم (5)
نکته ی قابل توجه اینکه خداوند متعال در آیه ی دوم، به صورت عام از شر همه مخلوقات خدا سخن به میان آورده و در آیات بعد به طور خاص سخن از شر تاریکی، سحر و حسادت است.
باید دید هدف سوره از توجه دادن مخاطب به این سه شر خاص چیست؟ پاسخ این سوال با توجه به ویژگی مشترک این سه شر مشخص می گردد. تهدید این سه شر نسبت به انسان، در فضای غفلت و نا آگاهی است و در چنین فضایی ناتوانی برای محافظت از خویشتن در مقابل شر مخلوقات الهی آشکار می گردد.
همانطور که در سوره ی مبارکه ناس بیان شد در این سوره نیز واژه ی کانونی کلمه ی "اعوذ" است.
جهت هدایتی سوره : "لزوم پناه بردن به خدا از شر آفریده هایش"
توضیحاتی کاربردی درباره ی جهت هدایتی سوره :
دانایی و توانایی بشر هر روز در حال توسعه است. در برخی از جوامع انسانی، علوم و فنون در حال پیشرفت به تدریج جای خدا را در ذهن و جان مردمان پر می کند. می گویند: خدا زاییده ی جهل بشر بوده است (العیاذ بالله). این پدیده ی نامبارک، گاهی آشکار و گاهی پنهان. آشکار آن، وقتی است که بشر در اثر پیشرفت علم و تکنولوژی خود را از خدا بی نیاز می بیند و پنهان آن وقتی است که انسان در اثر توسعه آگاهی و توانایی، از خدایش غفلت می کند.
انسان باید بداند که تنها پناهگاه حقیقی از شر همه پدیده ها، پدیدآورنده ی آنها یعنی ذات پاک باری تعالی است.
مثال کاربردی:
خانواده ای اظهار می کنند بخت دختر یا پسرمان را بسته اند، سحر یا جادویش کرده اند و از اینگونه تعبیرات. به دنبال رمالان و ساحران می روند و در بسیاری از موارد در دام شیادان و اخاذان گرفتار شده و مشکلاتشان دوچندان می شود. اما اولین رفتاری که از یک مسلمان واقعی انتظار می رود، پناه بردن به پروردگاری است که زمام همه چیز در دست قدرت اوست.
یک نکته ی جالب در تدبر سوره ای:
اهمیت شر در سوره ی ناس(از آنجا که مانعی در مسیر سعادت انسان و شری است که متوجه روح انسان می شود) به قدری است که برای همان یک شر به نام "وسواس خناس" به 3 نام خدا پناه می برد (رب الناس، ملک الناس، اله الناس)، اما در سوره ی فلق یک شر عام است و سه شر خاص ولی به یک نام خدا پناه می برد.
"صدق الله العلی العظیم"
تهیه و تنظیم: آزاده ابراهیمی- نفیسه تبریزی
منبع:کلاس تدبر درقرآن پژوهشگاه قرآنی ناحیه ۳| مقدمه:
در تفکر اسلامی عقیده بر این است که ویژگیهای منحصر به فردانسان و ساختار زندگی وی، به گونهای است که برای رفتارهای اجتماعی و فردی خویش، و همچنین برای سعادت ابدی، نیازمند راهنمایی الهی و قوانین و ضوابطی است که ازسوی خداوند توسط وحی تامین گردد. بدیهی است که سخن برخلقت ناقص انسان نیست تا وحی برای تکمیل کمبودهای انسان از جهت آفرینش مورد نظر باشد بلکه وحی و قرآن، قوانین و نیازهای انسان و جامعه انسانی را مورد بررسی قرار میدهد که انسان را از ناموس فطری دور میسازد، و فطرت آدمی را به فساد و تباهی میکشاند. بدین ترتیب هدف قرآن باز گردانیدن انسان به فطرت پاک و برگردانیدن قوانین ناقص بشری به قانون الهی است، و لذا قرآن، کتاب آموزش نظریهای نیست که در تلاش چیره شدن بر طبیعت بوسیله اندیشه و نظر باشد، و زمینه را برای غلبه روح بر ماده فراهم کند. بلکه تلاش قرآن در آن است که ایمان را بر اساس هماهنگی میان محسوسات و معقولات بنا کند، به گونه ای که انسان با داشتن ایمان تنها در جهان غیب به سر نبرد، و همه زندگیش را هم در جهان خالص ماده نگذراند، بلکه در زندگی میان نیروها و طبیعتها تعادل ایجاد کند، و معنویت را در همه جای زندگی مادی فراهم گرداند. وضعیت موجود گر چه از تدوین روانشناسی به عنوان یک علم، مدت زمان زیادی نمیگذرد، و در این فاصله، تحقیقات چشمگیری صورت پذیرفته و دستآوردهای گرانبهایی در اختیار محققان قرار گرفته است، اما انسان هنوز بسیاری از علومی را که میبایست بیاموزد، نیاموختهاست و علی رغم کوششهای فراوان که در زمینههای تعلیم و تربیت و پرورش انسانها به عمل آمده، اما این تلاشها کامل نبوده و مورد انتظار و متناسب با نیازهای فطری انسان را به بار نیاوردهاست، بلکه هنوز جرائم، انحرافها و مشکلات روحی و روانی وجود دارد و در برخی موارد به صورت روز افزونی رو به گسترش است. حاکمیت رویکرد مادی بر روان شناسی غربی علیرغم ظهور مکاتب متنوع در این گستره، موجبات ناکامی روانشناسی را در بسیاری از زمینههای روحی و روانی در کمک به انسان و حل مشکلات و اختلالات روانی او را فراهم کرده است، به گونهای که این زمزمه معمولأ شنیده می شود که: میانگین بهبود بیماران عصبی، عملأثابت و راکد مانده است.[1] امّا خوشبختانه در میان صاحبنظران علوم اجتماعی ، گرایشهایی حاکی از توجه بیشتر به دین برای دستیابی به سلامت روان و درمان بیماریها پیدا شده است. ایشان معتقدند، در ایمان به خدا، نیروی خارق العادهای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان میبخشد که در تحمل سختیهای زندگی او را کمک می کند و از نگرانی و اضطرابی که بسیاری ار مردم قرن ما در معرض ابتلای آن هستند دور میسازد . در همین راستا کارل یونگ، روانکاو مشهور میگوید: در طول سیسال گذشته افراد زیادی از ملیتهای مختلف جهان متمدن، با من مشورت کردهاند، به جراُ ت میتوانم بگویم که تک تک آنها به این دلیل قربانی بیماری روانی شده بودند که آن چیزی را که ادیان در هر زمانی به پیروان خود میدهند، فاقد بودند و فرد فرد آنها وقتی که به دین و دیدگاههای دینی بازگشته بودند بطور کامل درمان شدند.[2] ما معتقدیم درست است که روانشناسی در تمام زوایای زندگی بشری حضور یافته است به گونهای که انسان از هیچ کدام بینیاز نیست. ولی باید توجه داشت که در سلسله مراتب تکاملی موجودات، هرقدر بالاتر برویم، پیچیدگی و در نتیجه پیش بینی ناپذیریها، بیشتر می شود، بعد انسانی انسان، و قانون مندیهای حاکم بر آن، با دیگر موجودات جهان هستی ، قابل مقایسه نخواهد بود، از همین روی باید توجه داشت که روانشناسی محصول دست بشر است که به عنوان یک علم تجربی ، فضای بسیارمحدودی را پیش پای خود قرار داده است، در حالیکه دین تبیین و تنظیم سبک زندگی انسانها را رسالت خود می داند و برای تصمیمگیریها و رفتارهای ریزو درشت زندگی انسان ، دستورالعمل داشته و مسلماتی دارد که مستند به خالق بشر ، و دارای اعتبار ویژهای است، چرا که آفریدگار، به طبیعت و اسرار آفرینش مخلوق خود، داناتر است« الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر» آیا آن خدایی که مردم را آفریده ،عالم و بر اسرار آنها نیست؟ حال آنکه او به همه چیز آگاه است[3]). و بدیهی است که اساسیترین منبع و سند دینی که به اعتقاد مسلمانان حتی کلمات و الفاظش نیز، عین کلمات و الفاظ خداوند متعال هستند که کلام الله میخوانندش، همان قرآن کریم میباشد. قرآن کریم به منظور دستیابی به خودشناسی و رشد شخصیت و ارتقای نفس انسان به مدارج کمال انسانی، مناسب ترین و بهترین راهی را که بتواند زمینة خوشبختی دنیا و آخرت او را فراهم کند، به وی نشان داده است. در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که فطرت وجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذکر شده و راههای تهذیب و تربیت و معالجة روان انسان را نشان داده است و سؤالاتی که ریشه در درون ذات آدمی دارد و از اعماق وجود انسان سرچشمه گرفته و اختصاص به قشر و گروه خاصی ندارد و در محدودة زمان و مکان خاص هم قرار نمیگیرد، ازقبیل اینکه: از کجا آمدهام ؟ برای چه آمدهام ؟ به کجا میروم ؟ چرا باید بروم؟ چه باید بکنم ؟ سؤالاتی که معماهای وجود انسان هستند، را پاسخ میدهد. و همچنین برخی از آیات قرآنی حاوی دستورات و سفارشهایی در زمینههای متفاوت است که در آرامش روانی و روحی انسان تأثیر مثبت داشته و موجب رفع اضطراب و نگرانی های بشری شده و در نهایت او را به تعادل میرساند. به عنوان نمونه برخی از نتایج تحقیقات انجام شده در باب تأثیرات آموزههای قرآن در بهداشت روانی فردی و اجتماعی عبارتند از : - اعتقاد به معاد و تأثیر آن در تأمین بهداشت روانی - دستور ازدواج و تشکیل خانواده و تأثیرات آن در آرامش فردی و سلامت محیط اجتماع - آیات قرآن در مورد محبت، صله رحم، بخشش به دیگران و تأثییرات مثبت آن در جامعه - ممنوعیت سوءظن ، تجسس ، تهمت، غیبت وتأثیرات آنها بر جامعه و فرد - تأثیر نماز بر آرامش روانی - دعوت قرآن به صبر و تأثیر آن در کاهش فشارهای روانی - دمیدن روح امید و ممنوعیت ناامیدی در قرآن و تأثیر آن به کاهش افسردگی - دعوت قرآن به توکل به خدا و تأثیر آن بر حل مشکلات و آرامش روانی - تأثیر یاد خدا در آرامش دل و رفع اضطراب و نگرانی - ممنوعیت خودکشی در قرآن و تأثیر آن در پایین آمدن آمار خودکشی در جوامع مذهبی - تأکید بر محبت به پدر و مادر و تأثیر آن در سلامت روانی خانواده[4]. و..... ارتباط بین قرآن وروانشناسی ارتباط بین قرآن و روانشناسی را میتوان از سه جنبه مورد نظر قرار داد: الف : روانشناسی و قرآن: به عنوان دو منبع معرفت مجزای از یکدیگر ملاحظه و مقایسه میشوند. در این مقایسه، وجوه اشتراک و ، افتراق، هر یک در حل مشکلات بشر مورد توجه قرار میگیرد.و با استفاده از آگاهیهای تخصصی روانشناسی ، به تحلیل روانشناختی مفاهیم قرآن میپردازیم. ب : روانشناسی قرآن: در این زمینه قرآن به عنوان یک موضوع مورد بررسی روانشناختی قرار میگیرد که چرا و چگونه و در چه شرایط زمانی و مکانی به وجود آمده است؟ کدام آیات قرآن را میتوان تحلیل روانشناختی نمود؟ ج: روانشناسی قرآنی (روانشناسی اسلام): منظور این است که روانشناسی در بستر فرهنگ قرآن و اهلبیت علیهم السلام و با توجه به تفسیر و تأویل آیات قرآنی ، تکون و رشد یابد، از مبانی هستی شناختی ، معرفت شناختی ، و انسان شناختی قرآن متأثر گردد . یعنی با اندوختههای اسلامی و قرآنی و از دیدگاه یک روانشناسِ قرآن شناس که ابعاد مختلف فردی و اجتماعی انسان و اسلام را خوب میشناسد ، وارد حیطه روانشناسی شد، و البته بدیهی است که برای فهم دقیق آیات قرآنی چنانکه میتوان از برخی آیات قرآن کریم میتوان استنتاج کرد دو نوع متفاوت معرفت لازم است. معرفت اول همانا خواندن کتاب خداست که در آن هر آنچه از اهمیت مذهبی برخوردار است آمده است. معرفت دوم ، معرفت به کتاب خلقت و جهان طبیعت است که در آن همه چیز وجود دارد . در واقع قرآن و جهان طبیعت آینهی یکدیگرند، قرآن راهنمایی برای واقعیت موجود ، و واقعیت موجود راهنمایی برای قران است، خواندن قرآن به شناخت جهان از جمله انسان رهنمون میشود همانطور که بازخوانی جهان ما را به سوی قرآن رهنمون میشود، بدین معنا که مطالعه قرآن و جهان هر کدام به دیگری منتهی میشوند. آنانی که تنها کتاب اول را میخوانند و فقط به وحی تکیه میکنند ، معرفت نسبت به جهان واقع را نادیده گرفته و مذهب را به چیزی رازآلود تبدیل میکند و ارزشی برای انسان و طبیعت قایل نبوده و کار برد سایر علوم (جامعه شناسی ، تاریخ ، اقتصاد، روانشناسی و ...) را نادیده میگیرند. آنان نیز که تنها کتاب دوم را میخوانند تدریجا به تفکر مادی منتهی شده و درک و تلقی آنها از انسان منحصر به بعد مادی و جسمانی میگردد. یادآوری: 1) آیاتی که در خصوص روان انسان، در قرآن کریم وجود دارند، به مثابة نشانههایی هستند که انسان برای شناختن خود و خصلتهای گوناگونش میتواند از آنها راهنمایی بجوید و به کمک حقایقی که قرآن در بارة انسان وصفات و حالات روانی او متذکر شده به ساختن شخصیت، تکامل آن و بهداشت روانی اقدام کرد . 2) در مورد انسان آنقدر اختلاف نظر و عقیده وجود دارد که نه تنها قابل جمع نمیباشند بلکه آدمی را به سرگردانی و حیرت نیز میکشانند ، از همین روی میتوان گفت که مکاتب بشری هنوز نتوانسته اند انسان را درست تفسیر کرده و ابعاد وجودیاش را مشخص سازند . 3) انسان شناسی قران به گونه ای است که انسان را محدود نمی سازد ،تک بعدی به انسان نمی نگرد ،بلکه از دیدگاه قران انسان مو جودی است که علاوه بر بعد جسمانی دارای روحی مجرد است. در عین حال بر خلاف سایر مکاتب، انسان را بصورت یک کل واحد مطرح در نظر میگیرد. 4) در قرآن علاوه برگزارههایی که مستقیما موضوعات روان شناختی می پردازد، گزارههای دیگری نیز وجود دارد که به مبانی انسان شناختی، هستی شناختی، معرفت شناختی روان شناسی، مربوط میشود و قابل استناد است.[5] [1]. کاویانی، محمد، حوزه و دانشگاه (کتاب دوم)،ص175. [2]. عثمان، نجاتی، قرآن و روان شناسی،ص336. [3]. ملک/14 [4]. رضایی، محمدرضا، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن جلد دوم، ص 402. [5]. کاویانی، محمد، حوزه و دانشگاه (کتاب دوم)،ص181. |
| محمدرضا حاتمی- مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه |
چکیده:
فلسفه تشکیل دولت از سوی مردم، سامان دادن به امور،اجرای قوانین الهی و نظارت بر اجرای درست عدالت در جامعه است. بنابراین کارگزاران نظام اسلامی برای اینکه بتوانند وظایف خود را بخوبی انجام دهند باید رعایت ارزشهای اسلامی و نیز اصول مدیریت را بنمایند تا از این رهگذر موفق شوند به بهترین شیوه به اداره ی کشور بپردازند.
واژگان کلیدی:
1.اخلاق 2.اسلام 3. اداری 4.نظام 5. مردممقدمه:
پس از حمد خدا و درود بر پیغمبر اکرم(ص)، بمن از تو خبر کاری رسیده که اگر کرده باشی پروردگارت را به خشم آورده ،امام و پیشوایت را نا فرمانی نموده ،امانت خود را خوارگردانیده ای
« در کارت خیانت کرده و دیگر لیاقت حکم رانی نداری»
بمن رسیده است که تو زمین را برهنه کرده ای «محصول اشجار وزراعات را برای خود برده و چیزی به رعیت نداده ای» پس هر چه زیر دو پایت بوده گرفته،و آنچه در دو دستت بوده خورده ای
«اموال و دارایی بیت المال را تصرف کرده برای خویش اندوخته ای»اکنون برای من حساب «دخل و خرج » خود را بفرست ، و بدان که حساب خدا «در روز رستاخیز »از حساب و وارسی مردم بزرگتر است.(1)
در اینجا به اخلاق اداری از دیدگاه امام علی (ع) نگاهی اجمالی می شود.
ضرورت اخلاق اداری
اهمیت نوع نگرش اداری
مهترین مبنا در سامان یافتن اخلاق اداری تصحیح بینش کارکنان و بسامان اوردن نوع نگاه انان به خودشان و مردمان و مسئولان و وظایفشان است0زمانی که نگاه انسان به خود ومردم ومافوقشان خود و
کار اصلاح شود وبا نگاهی توحیدی وپاک به این امور بنگرد وبراساس این نگاه عمل نماید0کار کردن عین خدمت کردن وعبادت نمودن وهمپای لذت شیرینی وهمتای رشد وشکوفایی است0
اینکه انسان خود را چگونه ببیند وچگونه بیابد وچه جایگاهی در هستی برای خود قائل باشد،به اخلاق باشد،به شدت دراخلاق ورفتار او تاثیر گذاراست0 ان که خود را «عبد» می یابد و برای خویش «کرامت انسانی» و «عزت ایمانی» قایل است به گونه ای رفتار می کند،وان که«عبد» بودن خود را از یاد می برد وبرای خویش«کرامت»و«عزت» قائل نیست به گونه ای دیگرومتضاد با گونه نخست رفتار می نماید0
بنابراین از مهمترین اوری که باید به آن پرداخت،حفظ ورشد کرامت کارکنان نظام اداری،وترمیم و تقویت کرامت ایشان است که اگرکارکنان نظام اداری خود را کریم ببینند،کریمانه رفتار می کنند و کرامت خود را با هیچ معاوضه نمی نمایند0
امیرمومنان علی علیه السلام درسفارشی در گرانقدر به فرزندش امام حسن علیه السلام چنین فرموده است:
«اکرم نفسک عن کل دنیه، و این ساقتک الی الرغا ئب،فانک لن تعتاض بمب تبذل من نفسک عوضا»(2)
نفس خود را از هر پستی گرامی دار،هر چند تو را به انچه خواهانی برساند،چه انچه را از خود بر سر این کار می نهی ،هرگز به تو برنگرداند0
بیرون شدن از بندگی غیر خدا وخود رابنده خدا دیدن،انسان را به کرامت حقیقی می رساند واز پستی دور می سازد. «ما کان لبشر ان یوتیه الله الکتاب والحکم النبوه ثم یقول الناس کونوا عبادا لی من دون الله ولکن کونوا ربانیین بما کنتم تعلمون الکتاب وبما تدرسون»(3)
هیچ بشری را نسزد که خدا به او کتاب وحکم وپیامبری بدهد،سپس اوبه مردم بگوید که به جای خدا،بندگان من باشید،بلکه باید بگوید که خداشناس خداپرست باشید بدان سبب که کتاب خدا را به دیگران می اموختید وخود به خواندن ان می پرداختید
نگاه به کار و مسئولیت
نوع نگاه انسان به کار و مسئولیت از امور مهم اخلاق مطلوب اداری است. کسی که کار ومسئولیت راامانت ببیند وان را وسیله عزتمندی وسرمایه شکوفایی خویش بداند،ازکار کردن احساس رضایت و خشنودی و خودشکوفائی میکند وهمین امر باعث بهبود اخلاق اداری او می شود.امیرمومنان در اموزشهای اخلاق اداری کارگزاران وکارکنان دستگاه اداری را دراین جهت اموزش می داد،چنانچه در نامه ای به اشعث بن قیس،استاندار «اذربایجان» چنین فرموده است:
«وان عملک لیس لک بطعمه ولکنه فی عنقک امانه وانت مسترعی لمن فوقک لیس لک ان تفتات فی رعیه ولا تخاطر لال بوثیقه»(4)
همانا کاری که به عهده توست، طعمه ای برایت نیست، بلکه امانتی است بر گردنت، و آن که تو را بدان کار گمارده،نگهبانی امانات را به عهده ات گزارده، و تو پاسخگوی آنی نسبت به آن که فردا دست توست.این حق برای تو نیست که در میان مردمان به استبداد و خود رایی عمل نمایی و به کاری دشوار جز با دستاویز محکم در آیی.
نیکو و زیبا دیدن کار وتلقی مثبت از مسئولیت،حال و هوای زندگی انسان را مثبت و نیکو و زیبا می سازد واساسا ارزش آدمی به آن چیزی است که آن را نیکو و زیبا می بیند.
امیرمومنان علی (ع)در سخنی بسیار والا فرموده است:
«قیمه کل امری ما یحسنه»(5) انسان را آن بهاست که در دیده اش زیباست.
توجه به درستی عمل و دقت در کار خوب انجام دادن امور، حقی است برای نفس کار و مسئولیت و هر که در ادای چنین حقی کوتاهی روا دارد ،باید پذیرای تبعات منفی آن در روح و روان خویش ، گذشته از جوانب و نتایج دیگر باشد.
علی (ع) چنین درباره کوتاهی در کار فرموده است:
«من قصر فی العمل ابتلی بالهم»(6)
هر که در کار کوتاهی ورزد ، دچار اندوه گردد.
در هر کار و مسئولیتی آنچه اساس است توجه به کیفیت و دقت ،و درست و خوب انجام شدن آن است و این حق کار ومسئولیت است که باید ادا شود و نوع عملکرد آدمی میزان سنجش الهی است.
امیر مومنان در ضمن خطبه ای که سفارش به پروا پیشگی نموده ،چنین فرموده است«اراد ان یبلوکم ایکم احسن عملا فبادرو باعمالکم تکونوا مع جیران الله فی داره»(7)
او خواسته است شما را بیازماید تا کار کدام یک از شما بهتر انجام شود.پس با کردارهای خود پیشی گیرید تا در خانه خدا با همسایگان خدا باشید.
امیر مؤمنان (ع) در این بیان خود به این آیه اشاره دارد که خدای متعال فرموده:«الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم ایکم احسن عملا» (8)
آنکه مرگ وزندگی را بیافرید تا شما را بیازماید که کدامیک از شما نیکو ترید.
از این رو انچه در انجام دادن کار مسؤلیت به عنوان حق ان باید سخت مورد توجه قرار گیرد،کیفیت کار و خوب انجام دادن مسؤلیت است،نه گذراندن امور به هرصورت که شد،واین چیزی است که در اخلاق اداری باید در درجه نخست اهمیت قرار گیرد.به بیان امیرالمؤمنین (ع):«انکم الی اعراب الاعمال احوج منکم الی اعراب الاقول» (9) بی گمان شما به اعراب عملها محتاج ترید تا به اعراب سخنها.
عمل اعراب گذاری شده،عملی است کیفی وعملی که خوب ودرست ودقیق انجام می گیرد و بی گمان چنین عملی اندک شمرده نمی شود.امام علی (ع)در حکمتی والا در این باره فرموده است:
«لایقل عمل مع التقوی،و کیف یقل ما یتقبل»(10)
هیچ کاری با تقوا اندک نیست و چگونه اندک بود آنچه پذیرفتنی است.
بالندگی کار و مسؤلیت در صحت وسلامت وقوت آن است و ترفیع آدمی با این میزان صورت می پذیرد. همچنین تلاش مداوم و پیوسته و دوری از هرگونه سستی و کوتاهی حقی اساسی در حقوق کار و مسؤلیت است.
نگاه به مردم
اخلاق اداری مطلوب،زمانی سازمان می یابد که کارکنان نظام اداری به مردم از منظری درست بنگرند وخود را کارگزار،خزانه دار،وکیل وخدمتگزار مردمان ببینند.دراین صورت است که اخلاق سازمانی مطلوب ظهور می نماید.امیرمؤمنان علی (ع)دراین باره به کارگزاران خود چنین آموزش داده است:«فانصفوا الناس من انفصکم واصبروا لحوائجهم وفانکم خزان الرعیة و وکلاء الامه ولا تحشموا احداً عن حاجته ولا تحبسوه عن طلبته»(11)
پس داد مردم را از خود بدهید و در براوردن حاجتهای انان شکیبایی ورزید که شما خزانه دار رعیت هستید وامت را وکلاء و امامان را سفیران.حاجت کسی را ناکرده مگذارید، و او را از انچه مطلوب اوست با زمدارید.
کارکنان اداری زمانی به درستی میتوانند انصاف را پاس بدارند که داد مردمان را ازخویش بدهند ودر رفتار با انان انان شکیبایی داشته باشند وبا ایشان طلبکارانه برخورد ننمایند خود را وکیل وخزانه دار انان ببینند واحساس کنند که به موکلان خود پاسخگویند وفلسفه وجودی ایشان در نظام اداری خدمتگزاری به مردم است.
خطرناکترین افت اخلاق سازمانی وتباه کننده ترین عامل رفتارانسانی این است که کارگزاران وکارکنان نظام اداری از بالا به پایین به مردم بنگرند،ورا بر انان مسلط ببینند،ودر ادارهامور خود را فرمانروا تصور نمایند واداره فرمانروایی کنند.
در نگاه امیرمومنان علی(ع) حقوق مردم بالاترین و والاترین حقوق شمرده میشود تا انجا که امام (ع) حقوق حرمت مردم را برخاسته از اصل توحید وپیوند یافته با ان می بیند،چنانکه می فرماید:
«الفرائض الفرائض،ادوها الی الله تودکم الی الجنه.ان الله حرم حراما غیر مجهول،واحل حلالا غیر مدخول،وفضل حرمه المسلم علی الحرم کلها،وشد بالاخلاص والتوحید حقوق المسلمین معاقدها.»(12)
واجبها!واجبها!ان را برای خدا به جا اورید که شما را به بهشت می رساند.خدا حرامی را حرام کرده که ناشناخته نیست،ولی حلالی راحلال کرده که از عیب خالی است،وحرمت مسلمانان را از دیگرحرمتها برتر نهاده،وحقوق مسلمانان را با اخلاص ویگانه پرستی پیوند داده است.
در نظام اداری انچه باید درراس مناسبات وروابط ورفتارها حاکم باشد،حرمت نگهداشتن مردم وپاسداری از حقوق ایشان است.این دریافت که هر کس در هر مرتبه ای از نظام اداری در جایگاهی قرارگرفته است که بتواند پاسدار حقوق مردم و حافظ حرمتهایشان باشد،تلقی اشخاص را در رویارویی با نعمت مسئولیت وبه کارگیری ان در جهت خدمت به انسانها تصحیح می نماید،ودر این صورت است که یک نظام اداری مبتنی بر اخلاق انسانی ظهور می کند ودر این مسیر پایدار می ماند. به بیان امام علی(ع) که می فرمایند:
«ان الله عبادا یختصهم الله بالنعم لمنافع العباد فیقرها فی ایدیهم مابذلوها،فاذا منعوها نزعها ثم حولها الی غیرهم.»(13)
همانا خدا رابندگانی است که انان را به نعمتها مخصوص کند برای سودهای بندگان،پس ان نعمتها را در دست انان وا می نهد چندان که ان را ببخشد،وچون از بخشش بازایستند ،نعمتها را از ایشان بستاند ودیگران را بدان مخصوص گرداند.
اصول اخلاقی اداری امانتداری
تلقی امانتدارانه از کار و مسئولیت وانجام دادن امور با رویکرد امانتداری،اصلی اساسی در اخلاق است.اگر انسان کار ومسئولیت را امانت بداند،بی گمان حرمت ان را پاس می دارد وتلاش میکند که به خوبی ان را پیش ببرد وبالنده سازد.امام علی(ع) ازکارگزاران وکارکنان نظام اداری خود می خواست که کار ومسئولیت را امانت بدانند ودر مناسبات وروابط خود امانتداری نمایند،چنانکه خطاب به اشعث بن قیس،استاندار اذربایجان،نوشت: «ان عملک لیس لک بطعمه ،ولاکنه فی عنقک امانه»(14) همانا کاری که به عهده توست،بلکه امانتی است بر گردنت.
بر این مبنا هر کس در هر مرتبه اداری امانتدار مردم است وباید از اموال وامکانت وحقوق وحدود وحیثیت وشرافت انان پاسداری کند.در منظر امیرمنان علی(ع) بزرگترین خیانت،خیانت به امت وتعدی به امانت است.
در اموزشهای امام علی (ع)امانت والاترین چیز وامانتداری است.از این رو نخسین شرط اتصاف به اخلاق اداری امانتداری است.در سخنان گرانقدر برترین کار معرفی شده است.از این رو نخستین شرط اتصاف به اخلاق اداری، امانتداری است.
در سخنان گرانقدر امیر مومنان علی(ع)چنین امده است: «راس الاسلام الامانه»(15) راس امانتداری مسلمانی است.[یعنی امین بودن وخیانت نکردن]
خدمتگزاری
فلسفه وجودی نظام اداری ،خدمتگزاری به مردم است،وهمه کارگزاران وکارکنان در تمام مراتب،خادمان مردمند.این امر به عنوان یک اصل در نظام اداری مطرح است ومادام که چنین احساسی وجود داشته باشد،کارگزاران وکارکنان نظام اداری با مردم رفتار مالکانه وفرمانفرمایانه نخواهند داشت،بلکه جایگاه و موقعیت خود را نعمتی می دانند که وسیله خدمت به مردم است.
امام علی(ع) در حکمتی خطاب به جابرابن عبدلله انصاری چنین فرموده است:
«یا جابر،من کثرت نعم الله علیه کثرت حوائج الناس الیه،فمن قام لله فیها بما یجب عرضها للدوام والبقاء
ولم یقم فیها بما یجب عرضها للزوال والفناء»(16)
«ای جابر،ان که نعمت خدا بر او بسیار بود،نیاز مردم به او بسیار باشد.پس هر که در ان نعمتها را برای وی پایدارکند.وان که انرا چنان که واجب است به مصرف نرساند نعمت او را ببرد ونیست گردانند.»
هر چه در انجام دادن امور،روحیه خدمتگزاری کامل تر باشد،ارزش کار وکارگزار بیشتر است و امیرمومنان(ع) سفارش میکند که باید در این جهت حرکت کرد.
ان حضرت فرموده است: «لا یستقم قضاء الوائج الا بثلاث:باستصغارها لتعظیم،وباستکتامها لتظهر،وبتعجیلها لتهنو.»(17)
روا ساختن حاجت جز با سه چیز راست نیاید:خرد شمردن آن تا بزرگ نماید،پوشیدن آن تا آشکار گردد و شتاب کردن در آن تا گوارا شود.
مسئولیت پذیری
مسئولیت در اخلاق اداری،اصلی مبنایی است به گونه ای که هر نوع بی مسئولیتی به مفهوم بیرون شدن از مسیر و گلم نهادن در کجی ها و ناراستی هاست.به بیان امیرالمومنان علی (ع):
«و ان من ابغض الرجال الی اله تعالی لعبدوا و کله الله الی نفسه،جائر عن قصد السبیل،سائر بغیر دلیل.ان دعی الی حرث الدنیا عمل،و ان دعی الی حرث الاخرةکسل!کان ما عمل ما ونی فیه ساقط عنه!»(18)
دشمن ترین مردم در نزد خدا،بنده ای است که خدا او را به خود واگذارد،و او پای از راه درست بیرون نهد و بی راهنما گام بردارد،اگر به کار دنیایی اش خوانند،به کار پردازد،و اگر به کار آخرتی اش خوانند،سستی و کاهلی نماید،گویی آنچه برای آن کار کند بر او بایسته است،و آنچه در آن سستی و کاهلی ورزد، از او نا خواسته. کمال آدمی، به کمال مشئولیت پذیری اوست. هرچه کسی در مسئولیت پذیری سستی ورزد، تباهی کارش بیشتر خواهد بود،و هر چه کسی مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشد،به کمال بیشتری از نظر اخلاق فردی و اخلاق دست می باید.
امام علی (ع) حیطه مسئولیت پذیری را بسیار گسترده تعیین نموده و از کارگزران و کارکنان خود خواسته است که نسبت به کلیه کارها و اقدامات،و نیز روابط و مناسبات خود مسئولیت پذیر باشند.
«اتقوا الله فی عباده و بلاده،فانکم مسئوولون حتی عن البقاع و البهائم.»(19) از خدا بترسید در حق بندگانش و شهرهایش،زیرا شما مسئولید حتی در ذر برابر سرزمین ها و چارپایان.
اصل مسئولیت پذیری می آموزد که هر کس در هر مرتبه ای که باشد،نسبت به تمام امور و کارهای خود مسئول و پاسخگوست.هیچ کارگذاری نمی تواند هر گونه که خاست با مردم رفتار نماید وخود رانیز پاسخگو نداند.بر این مبنا کسی حق کمترین اهانت و بی احترامی به مردم را ندارد.که افراد حتی نسبت به نوع نگاه و بیان و رفتار خود مسئولند.امام علی(ع)یادآور شده است:«لاتقل مالا یعلم،بل لاتقل کل ما تعلم فان الله سبحانه قد فرض علی جوارک کلها فرائض یحتج بها علیک یوم القیامه»(20)
چیزی را که نمی دانی نگو،حتی بسیاری از چیزهایی را که می دانی بر زبان نیاور زیرا خدا بر اعضای تو احکامی واجب کرده است که در روز رستاخیز بدان اعضا بر تو حجت خواهد آورد.
انضباط کاری
انضباط کاری یعنی سامان پذیری،آراستگی،نظم و ترتیب و پرهیز از هر گونه سستی و بی سامانی در کار.این امور از عمده ترین آداب اخلاق اداری و هیچ سازمان و نظامی بدون رعایت این امور راه به جایی نخواهد برد.بهترین سازمان ها و نظام ها با زیرپا گذاشته شدن اصل انضباط کاری بر آن حاکم نیست توفیقی کسب نخواهد کرد و جز اتلاف نیرو بهره ای برد.امام علی (ع) فرموده است: «و امض لکل یوم عمله،فان لکل یوم ما فیه.»(21) کار هر روز را در همان روز انجام ده،زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد.
پیگیری
امور اداری و پیشبرد اهداف سازمانی جز با پیگیری جدی کارها تحقق نمی یابد و هر کاری نیازمند پیگیری جدی و تلاش اساسی است تا به نتیجه مطلوب برسد و بدون وجود روحیه پیگیری در کارها هیچ کاری به درستی صورت نمی پذیرد. امیر المومنان علی (ع) در فرمانها و دستور العملهای حکومتی و اداری خود،کارگزاران و کارکنانش را به پیگیری امور شفارش نموده و از آنان خواسته است که در خدمتگزاری مردمان پیگیرانه عمل کنند. آن حضرت در دستور العملی چنین فرموده است:«و لا تحشموا احدا عن حاجته،و لا تحسبوه عن طلبته.»(22)
کسی را درخواستش به خشم نیاورید و حاجت کسی را روا ناکرده نگذارید،و کسی را از آنچه مطلوب اوست باز ندارید. نظام اداری نباید به گونه ای باشدکه مردم سر درگم شوند وکارشان معطل گردد و به سرگردانی گرفتار آیند.حبس کردن امور و متوقف ساختن کارها از بزرگترین آفات اداری است که جز با روحیه پیگیری جدی رفع نمی گردد.
مهرورزی
انجام دادن کارها و خدمتگزاری از سر مهرورزی والاترین هنردر اخلاق است.چنانچه اگر انجام دادن امور با مهرورزی توام شود،صورتی زیبا و کاملا انسانی می یابد وموجب پیوند جانها و الفت قلبها می گردد و در رفتار و مناسبات اداری،لتقلابی معنوی به وجود می آورد.امیرمومنان علی (ع)در حکمتی والا فرموده است:
«قلوب الرجال وحشیه،فمن تالفها اقبلت علیه»(23) دلهای آدمیان رمنده است،پس هر که با آن الفت برقرار سازد،روی بدو نهد.
نیروی محبت از نظر اجتماعی،نیروی عظیم و موثری است و بهترین اجتماع آن اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود.محبت زعیم و زمامدار به مردم و محبت و ارادت مردم به زعیم و زمامدار،علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی برای ثبات و ادامه حیات حکومت است. تا عامل محبت نباشد،رهبرنمی تواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی را رهبری کند و مردم را افرادی منضبط و قانونی تربیت کند ولو اینکه عدالت و مساوات را در آن علاقه هاست که مردم را به پیروی و اطاعت می کشاند.قرآن به پیغمبر خطاب می کند که ای پیغمبر،نیروی بزرگی را برای نفوذ در مردم و اداره اجتماع در دست داری.
«فبما رحمه من الله لنت اهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر.»(24)
به موجب لطف و رحمت الهی،برایشان نرم دل شدی که اگر تندخوی سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می گشتند.پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه ودر کار با آنان مشورت کن.
در اینجا علت گرایش مردم به پیامبر اکرم (ص)را علاقه و مهری دانسته که نبی اکرم (ص)نسبت به مبذول می داشت.باز دستئر میدهد که ببخششان و برایشان استغفار کن و با آنان مشورت کن.
اینها همه از آثار محبت و دوستی است،هم چنان که رفق و حلم و تحمل همه از شئون محبت و احسانند.
بردباری
هر کس که در مرتبه ای از مراتب نظام اداری قرار می گیرد باید با بردباری تمام امور را پیش ببرد و در برابر خواست مردم واحتیاجات آنان کم حوصلگی نداشته باشد و با تحمل فراوان خدمتگزاری نماید.
امام علی(ع) در دستورالعملهای حکومتی و اداری خود،کارگزاران و کارکنان را به چنین بردباری ای فراخوانده است:
«واصبر لحوائجهم» (25) در برآوردن حاجتهای مردم شکیبایی ورزید.
امیر مومنان بردباری را در کنر دنش در راس ارزشها معرفی کرده است،چنانکه وقتی او را از خیر پرسیدند، فرمود: «لیس الخیر ان یکثر مالک و ولدک،ولکن الخیر ان یکثر عملک و یعظم حلمک»(26)
خیر آن که مال و فرزندت بسیار شود،بلکه خیر آن است که دانشت فراوان گردد و بردباری ات بزرگ مقدار شود. بنابراین یک نظام اداری ارزشمند،نظامی است که بر اعمال و رفتار کارگذاران و کارکنانش برد باری حاکم باشد.
دادورزی
رعایت عدل و انصاف در روابط و مناسبات اداری در خدمتگزاری مردم اصلی است که بدون آن،نظام اداری از صورت لنسانی بیرون می رود و هر فساد و تباهی گریبانگیر آن می شود.حاکمیت عدالت در نظام اداری،و پاس داشتن داد و حفظ حقوق دیگران همانند حقوق خود،ودر مقام داوری حقوق طرفین را یکسان و برابر رعایت کردن،وبرای دیگران حقوقی برابر خود قائل شدن مهمترین قاعده ای است که حافظ سلامت و قوت نظلم اداری و مایه پیوند دلهاست.
اگر همین قاعده در نظام اداری رعایت شود،رابطه کارگزاران و کارکنان با مردم درست سامان می یابد و عدل و احسان جلوه پیدا میکند.
امیرمومنان (ع)درباره فرموده خدای متعال«ان الله یامر بالعدل و الاحسان»(27) همانا خداوند به انصاف و نیکوکاری فرمان میدهد.
گفته است: «العدل الانصاف،. الاحسان التفضل»(28) عدل انصاف و احسان نیکویی کردن.
خداوند به نیکویی کردن وانصاف فرمان داده است و این فرمان شمول دارد و نظام اداری،نظامی اخلاقی است که تمام روابط و مناسبات آن بر اساس داد ورزی باشد،بر این مبناست که امام علی(ع) کارگذاران دستگاه اداری خود را پیوسته به دادورزی فراخوانده است.
پی نوشت ها :
1.نامه 40
2.نامه 31
3.آل عمران 79
4.نامه 5
5.حکمت 81
6.حکمت 127
7.خطبه 183
8.ملک 2
9.عبدالواحد بن محمد مقیمی آمدی،غررالحکم،قرن پنجم.جلد 1،ص262.
10.حکمت 95
11. نامه 51
12.خطبه167
13.حکمت 425
14.نامه5
15.شرح جمال الدین محمد خوانساری،انتشارات دانشگاه تهران،(1373)،شرح غررالحکم،جلد 4،ص47
16.حکمت 372
17.حکمت 101
18.خطبه 103
19.خطبه 167
20.حکمت 382
21.نامه 53
22.نامه 51
23.حکمت 50
24.آل عمران 159
25.نامه 51
26.حکمت 94
27.نحل 90
28.حکمت 231
منابع :
نهج البلاغه،حاج سید علینقی (فیض الاسلام)،نهج البلاغه(1371)
قرآن کریم، ترجمه محمد الهی قمشه ای ، ،انتشارات تهران، گلبان(1381)
غررالحکم،عبدالواحد بن محمد مقیمی آمدی.
غررالحکم، شرح جمال الدین محمد خوانساری،انتشارات دانشگاه تهران،(1373.
نویسنده : جواد کیانیپرتال راسخون
1-باورو اطمینان به عالم غیب؛
غیب و شهود دو نقطه مقابل یکدیگرند عالم شهود ،عالم محسوسات است وجهان غیب ماوراء حس .زیرا "غیب "در اصل به معنی چیزی است که پوشیده و پنهان است و چون عالم ماوراء محسوسات از حس ما پوشیده است به آن غیب گفته می شود .مؤمنان مرز جهان ماده را شکافته خویش را از چهار دیواری آن گذرانده اند،آنها با این دید وسیع با جهان فوق العاده بزرگتری ارتباط دارند درحالی که مخالفان آنها اصرار دارند انسان را همچون حیوانات در چهار دیواری ماده محدود کنندو این سیرقهقرایی را تمدن و پیشرفت و ترقی نام می نهند!
2-عشق به نماز
مومنانی که به جهان ماوراء الطبیعت راه یافته اند در یک رابطه دائمی و همیشگی با آن مبدا بزرگ آفرینش ،تنها در برابر او سر تعظیم خم می کنند و تسلیم شدن در برابر جباران و ستمگران دربرنامه آنها وجود نخواهد داشت.
کسی که شبانه روزحداقل پنج بار در حضور خداوند قرار می گیرد .و با او به راز و نیاز می پردازد فکراو ،عمل او،گفتار او،همه خدایی می شود و چنین انسانی چگونه ممکن است برخلاف خواست او گام بردارد (مشروط براین که راز و نیاز به درگاه حق،از جان و دل سرچشمه گیرد و با تمام قلب رو به در گاهش آورد)
3-اهل جود و کرم
قابل توجه اینکه قرآن نمی گوید:"من اموالهم ینفقون ؛از اموالشان انفاق می کنند"بلکه می گوید:"مما رزقناهم ؛از آنچه به آنها روزی دادیم "بنابراین مردم پرهیزگار آنها هستند که نه تنها از اموال خود بلکه ازعلم ،عقل و دانش،نیروی جسمانی و مقام و موقعیت اجتماعی خود و خلاصه از تمام سرمایه های خویش به آنها که نیازمنداند ،می بخشد بی آنکه انتظار پاداشی داشته باشد.
این طرزتفکر که انسان مال خدا را ،به بندگان او داده اما نتایج و برکات مادی و معنویش را برای خود خریده است،روح انسان را از بخل و حسد پاک می کند و جهان :تنازع بقا"را به "دنیای تعاون"تبدیل می سازد.
خواجه عبدالله انصاری می گوید :اهل شریعت را اندکی صدقه دادن تبرع است ولی اهل حقیقت هر چه دارند بذل کنند ونیز خود را مقصردانند!
کسی از شبلی پرسید :زکات 200دینارچند دیناراست ؟گفت:از آن خود می پرسی یا از آن من ؟گفت:مگر زکات دادن من و تو فرق دارد؟گفت:اگر تو دهی زکات آن پنج دیناراست و اگر من دهم همه دویست دیناراست!
4-ایمان به وحدت در برنامه های الهی
5-ایمان به دنیای آخرت
ایمان به رستاخیزآخرین صفتی است که دراین سلسله از صفات برای پرهیزگاران بیان شده است .متقین اعتراف دارند:عدالت مطلق پروردگاردر انتظار همگان است و چنان نیست که اعمال ما دراین جهان بی حساب و پاداش باشد.این اعتقاد به انسان آرامش می بخشد. از فشارهایی که از طریق انجام مسئولیت ها برآورده می شود نه تنها رنج نمی برد که از آن استقبال هم می کند.همچون کوه در برابر حوادث می ایستد ،در برابربی عدالتی ها تسلیم نمی شود و مطمئن است کوچک ترین عمل نیک و بد،پاداش و کیفر دارد.
زندگی دراین جهان همچون زندگی دوران جنینی است که هرگزهدف آفرینش انسان نبوده بلکه یک دوران تکاملی است که برای زندگی دیگری ولی تا این چنین سالم و دورازهرگونه عیب متولد نشود در زندگی بعد از آن خوشبخت و سعادتمند نخواهد بود.
ایمان به قیامت انسان را دربرابرگناه کنترل می کند و به تعبیر دیگرگناهان ما با ایمان به خدا و آخرت نسبت معکوس دارند،به هرنسبت که ایمان قوی تر باشد گناه کمتراست.در سوره ص آیه 26می خوانیم ،خداوند به داوود (ع)می فرماید :"ولا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب؛از هوای نفس پیروی مکن که تو را ازمسیرالهی گمراه می سازد کسانی که ازطریق الهی گمراه شوند،عذاب دردناکی دارند چرا که روز قیامت را فراموش کردند."
آنها که این 5 صفت ؛ایمان به غیب ،نماز،انفاق،باور همه پیامبران و وحدت تعالیم الهی ،باور به روز حسابرسی ،را در خود محفوظ بدارند به هدایت و رستگاری می رسند،آن هدایت و رستگاری که از سوی خداوند تضمین شده است و تعبیربه"من ربهم"اشاره به همین حقیقت است.برگرفته ازتفسیر نمونه؛آیت الله مکارم شیرازی و تفسیر خواجه عبدالله انصاری.
منبع:نشریه راه قرآن،شماره24.