آسیب شناسی انتظار(۵)

 نا امیدى از ظهور

نا امیدى از ظهور حضرت بر چند گونه متصور است :
1- یأس و نا امیدى از اصل ظهور حضرت قائم (ع) به طورکلى و بدون شبهه، همگى در حرام بودن آن اتفاق نظر دارند، زیراکه ظهور و قیام حضرت قائم (ع) از ضروریات مذهب امامیه است، بلکه احتمال مى رود که از ضروریات دین اسلا م باشد؟ چون احادیث در این باره از حضرت رسول اکرم (ص) در حد تواتر از طرق شیعه و سنى رسیده است .
2- نا امیدى از ظهور حضرت قائم (ع) در مدت معینى بر حسب پندارها و حدس ها به این که مثلاکفته شود: حضرت تا پنجاه سال دیگر ظهور نخواهد کرد. لازمه این پندار آن است که در آن مدت، منتظر نباشد، و حال آن که از بررسى احادیثى که امر مى کند در هر صبح و شام منتظر باشیم، ظاهر مى شودکه این گونه نا امیدى هم حرام باشد.
3- نا امید بودن از نزدیکى زمان فرج و ظهور آن حضرت؟ یعنى این که احتمال نزدیک بودن آن را نفى نماید .
ظاهر از دلایل، حرام بودن این گونه نا امیدى نیز مى باشد، زیرا که از اخبار روایت شده از امامان (ع) چنین استفاده مى شود که بدین جهت وقت ظهور بر مؤمنان مخفى مانده، تا در تمامى زمان ها منتظرش باشند؟ هر چند که حکمت هاى دیگرى نیز براى آن هست (1)

  1- مکیال المکارم، ج 4 ص243 )ترجمه سید مهدى حائرى قزوینى(.

آسیب شناسی انتظار(۴)

 قشرى گرى

قشرى گرى یکى از آسیب هاى تربیتى مهدویت است.
منظور از آن، جمود بر ظواهر متون دینى، در فهم، وظواهر مناسک شریعت، در مقامِ عمل است . قشرى گرى از این جهت آسیب زاست که انسان را در قشر دین متوقف مى سازد وبه این ترتیب، خود فرد را از دین بى بهره، ودیگران را در دام بدفهمى گرفتار مى سازد.
قشرى گرى در دین، مانع فهم عمق معارف دینى مى گردد واز این رو بسترى براى رشدکج فهمى و انحراف وبدعت است . نمونه بارز این امر در زمان حکومت حضرت على (ع) توسط خوارج آشکارگردید؟ کسانى که حاضر نشدند به ورق هاى کاغذین قرآن تعرض کنند، اما سرانجام بر آن شدند تا قرآن ناطق را خاموش کنند. این گونه قشرى گرى، همیشه درکمین تربیت دینى است.
در دوران غیبت امام مهدى (ع) نیز همواره این تهدید وجود دارد. ذهن ها واندیشه هاى خام برخى متدینان، آنان را به بدفهمى وبدعت وامى دارد، چنان که به هنگام ظهور مهدى (ع)، سخنان او و احکام دینى که او مطرح مى سازد، در نظر مردم جدید وناشناخته است وقشرى بودن افراد، آنان را به تعبیرهاى نادرست از احکام دینى خواهد کشاند.
امام صادق (ع) به این نکته اشاره دارد، آن جا که مى فرماید: قائم (ع) در جریان پیکار خود، با امورى رو به رو مى گرددکه رسول خدا(ص) با آن ها رو به رو نشد.
همانا رسول خدا(ص) در حالى به سوى مردم آمد که آنان، بت هاى سنگى و چوب هاى تراشیده را مى پرستیدند، ولى علیه قائم (ع) مى شورند وکتاب خدا را علیه او تأویل مى کنند و بر اساس آن با او مى جنگند. (1)
بنابراین، یکى از آسیب هایى که درکمین تربیت مهدوى قرار دارد این است که افراد تحت تربیت، ذهن واندیشه هایى خام داشته باشند ومعارف دین را در حد فهم هاى قاصر خود، محدود و محصور سازند. (2)

  1- غیبة نعمانى ص 297.
2- برترین هاى فرهنگ مهدویت در مطبوعات ص 54.

آسیب شناسی انتظار(۳)

شواذال محمددر حدیثى از امام باقر(ع) آمده که از شر سفیانى پرهیزکن واز شر آن عدَه از آل محمدکه شذوذ دارند برحذر باش. (1)
منظور از شؤاذ آل محمد(ع) افراد تکرو، کجرو و فرصت طلبى هستندکه از جهت نسبت به اهل بیت منسوب اند، ولى براى به دست آوردن حکومت به ادعاهاى دروغین متوسل مى شوند تا بدین وسیله افراد مذهبى وبا حرارت را به طرف خود جذب کنند. (2)

  1- بحا رالانوار، ج 52 ص 278 .
2- روزگا ر رهایی ج2 ص 993.

آسیب شناسی انتظار(۲)

در بیان حکم ضدّ انتظار یعنى ناامیدىدر این باره مى‏گویم که ناامیدى بر چند گونه تصور مى‏شود؛
گونه اوّل: یأس و ناامیدى از اصل ظهور حضرت قائم‏علیه السلام به طور کلّى، و بدون شبهه همگى در حرام بودن آن اتّفاق نظر دارند، زیرا که ظهور و قیام حضرت قائم‏علیه السلام از ضروریات مذهب امامیه است، بلکه احتمال مى‏رود که از ضروریات دین اسلام باشد، چون که احادیث در این باره از حضرت رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله در حدّ تواتر، از طرق خاصّه و عامّه رسیده، بلکه علماى عامّه نیز به این امر اعتراف دارند و اختلاف در تعیین شخص او است و این‏که حالا وجود دارد یا نه، در مقابل آن‏هایى که قایل هستند که آن حضرت وجود خواهد یافت و متولّد خواهد شد.
بنابراین انکار آن به طور کلّى تکذیب پیغمبرصلى الله علیه وآله مى‏باشد. و شاهد بر آنچه یادآور شدیم این‏که مجلسى‏رحمه الله (1) .
از ابن ابى الحدید - که از بزرگان علماى عامّه است - حکایت کرده که گفته: البته که فرقه‏هاى مسلمانان اتّفاق دارند که دنیا و تکلیف پایان نخواهد یافت، مگر پس از آمدن مهدى‏علیه السلام
. گونه دوم: ناامیدى از ظهور حضرت قائم‏علیه السلام در مدّت معیّنى، برحسب پندارها و حدس‏ها، به این‏که مثلاً گفته شود: حضرت قائم - صلوات اللَّه علیه - تا پنجاه سال دیگر ظهور نخواهد کرد و لازمه این پندار آن است که در آن مدّت منتظر نباشد، و حال آن‏که از بررسى احادیثى که امر مى‏کند در هر صبح و شام منتظر باشیم، ظاهر مى‏شود که این‏گونه ناامیدى هم حرام باشد، زیرا که ظاهر امر وجوب است و ترک واجب قطعاً حرام است.
و امّا احادیثى که بر این مطلب دلالت دارد، قسمتى از آن‏ها گذشت و از آن جمله است: روایت حمّاد بن عثمان که در اقبال (2).
از امام صادق‏علیه السلام آمده که فرمود: و امر صاحب خود را شب و روز انتظار داشته باش، که خداوند هر روز در کارى است، هیچ کارى از کار دیگر او را مشغول نخواهد داشت، که در بخش ششم همین کتاب گذشت
. و نیز در بحار در حدیثى از مفضل بن عمر، از امام صادق‏علیه السلام آمده که فرمود: نزدیک‏ترین حالت بندگان نسبت به خداى - عزّوجلّ - و رضایت‏مندترین هنگام از آن‏ها زمانى است که حجّت الهى را نیابند و براى آن‏ها آشکار نشود و جایگاهش را ندانند، در حالى که در آن وضع مى‏دانند که حجّت خداوند باطل نگشته است، پس در آن هنگام هر صبح و شام منتظر فرج باشید... . (3)
و از جمله: همچنین در بحار از قمى، ضمن حدیثى از پدرش، از محمد بن الفضیل، از پدرش، از حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام روایت کرده، تا آن‏جا که گوید: به آن حضرت عرضه داشتم: فدایت گردم! پس کى این کار مى‏شود؟ فرمود: البته براى ما وقتى نسبت به آن تعیین نشده، ولى هرگاه چیزى را برایتان گفتیم، پس همچنان که گفتیم شد، بگویید: خدا و رسول او راست گفته‏اند.
و هرگاه برخلاف آن واقع شد نیز بگویید: خدا و رسولش راست گفتند، دو برابر پاداش خواهید یافت، ولى هرگاه احتیاج و فقر شدید شد و مردم یکدیگر را انکار کردند، در آن هنگام هر صبح و شام در انتظار این امر باشید. عرض کردم: فدایت گردم! احتیاج و فقر را دانستیم، امّا انکار مردم یکدیگر را چیست؟ فرمود: این‏که کسى به خاطر حاجتى نزد برادرش مى‏آید، پس به غیر از آنچه پیش‏تر با او برخورد مى‏کرد، با او دیدار مى‏نماید و سخن دیگرى جز آنچه قبلاً با او مى‏گفت از وى مى‏شود. (4)
مى‏گویم: مقصود از انتظار فرج در هر صبح و شام، آن است که هر وقتى که ممکن است آن فرج موعود در آن واقع شود، مى‏بایست انتظارش را کشید و بدون تردید وقوع این امر در تمام ماه‏ها و سال‏ها امکان دارد، به مقتضاى امر خداوندِ تدبیر کننده دانا، پس بر همه افراد خاص و عام واجب است منتظر آن باشند
. و از جمله: احادیث مستفیضى است که از تعیین کردن وقت ظهور نهى مى‏کند، که در همان عنوان، آن‏ها را خواهیم آورد، زیرا که مقتضاى نفى کردن ظهور در مدت معیّنى از سال‏ها و ماه‏ها خود وقت گذارى، به گذشت همان مقدار از زمان است و این به نصّ اخبار رسیده از امامان‏علیهم السلام حرام مى‏باشد و شاهد و مؤیّد این مطلب است گونه‏هایى از اخبار که از امامانِ معصوم‏علیهم السلام روایت گردیده است
. از جمله: روایاتى است که دلالت مى‏کند بر این‏که وقت ظهور آن حضرت‏علیه السلام از امور بدائیه است که ممکن است زودتر شود یا به تأخیر افتد، به مقتضاى حکمت خداوند دانا، چنان‏که مولایمان حضرت صادق‏علیه السلام در روایت حمّاد بن عثمان - که پیش‏تر گذشت - به این معنى اشاره فرموده و نیز احادیثى که بر آن دلالت داشت، پیش از این گذشت
. و از جمله: احادیثى است که در آن‏ها، مهیّا کردن اسلحه و مرابطه رائم امر گردیده، چون امر کردن به این دو کار با وجود ناامیدى از ظهور در مدّت معیّن بیهوده است و مانند این‏ها است آنچه از آثار انتظار در اخبار امر گردیده است
. و از جمله: آنچه در اصول کافى به سند خود، ضمن حدیثى آورده که: یقطین به پسرش على بن یقطین گفت: چگونه است که آنچه درباره ما حکومت بنى العباس گفته شده بود واقع گردید و آنچه درباره حکومت حق شما گفته شده انجام نگرفت؟ على گفت: البته آنچه درباره ما و شما گفته شده، هر دو از یک منبع به شما گفته شد و همان‏طور هم که گفته بودند انجام یافت، ولى امر ما هنگامش نرسیده، پس با امیدها دلگرم شدیم. و اگر به ما مى‏گفتند: این امر تا دویست تا سیصد سال دیگر تحقّق نخواهد یافت، البته دل‏ها قساوت مى‏گرفت و عموم مردم از اسلام بر مى‏گشتند، ولى مى‏گفتند: به زودى این امر واقع مى‏گردد و خیلى نزدیک است، تا دل‏ها با هم اُلفت گیرد و گشایش نزدیک گردد. (5)
و در بحار (6) به نقل از دو کتاب غیبت نعمانى و غیبت طوسى مثل این حدیث را روایت آورده است. و در کتاب علل الشرایع به سند خود، به طور مرفوع از على بن یقطین روایت کرده که گفت: به حضرت ابوالحسن موسى بن جعفرعلیهما السلام عرض کردم: چرا آنچه از ملاحم پیش‏گویى‏ها درباره شما روایت شده، آن طور که روایت آمده واقع نمى‏گردد و آنچه در مورد دشمنانتان روایت گردیده، درست مى‏آید؟ فرمود: آنچه درباره دشمنانمان صادر گشت از حقّ بود، پس همان‏طور که گفته شده بود، پیش آمد، ولى شما با آرزوها دلگرم شدید و تعلُّل کردید، پس براى شما این چنین بیان شد
. و از جمله: در غیبت نعمانى روایت مسندى از ابوالمرهف آمده که امام صادق‏علیه السلام فرمود: محاضیر هلاک شدند. راوى گوید: عرضه داشتم: محاضیر چیست؟ فرمود: عجله کنندگان و نزدیک شمارندگان نجات یافتند... . (7)
و نیز در همان کتاب به طور مسند، از حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام روایت آمده که فرمود: »هَلَکَ أَصْحابُ الَمحاضِیرِ وَنَجَى المُقَرَّبُونَ«؛ شتابزدگان هلاک شدند و نزدیک شمارندگان نجات یافتند... . (8)
چون ظاهر آن است که مقرِّبون به کسر راء باشد، یعنى مؤمنانى که منتظرند و ظهور آن حضرت‏علیه السلام را نزدیک مى‏دانند و همواره انتظارش را مى‏کشند. و مؤیّد این مطلب است آنچه در دعاى عهد آمده، که از امام صادق‏علیه السلام روایت شده: آنان ]مخالفان[ آن را بعید مى‏پندارند و ما فرج و ظهور را نزدیک مى‏دانیم... . (9)
و از جمله این‏که: یکى از حکمت‏هاى مخفى داشتن وقت ظهور آن حضرت، این است که مؤمنین در تمامى اوقات و همه سال‏ها در انتظار آن به سر برند، چنان‏که در حدیث ابن یقطین به این معنى اشاره شده است، در آن دقّت کن
. و از جمله: روایاتى است که دلالت دارد بر این‏که ظهور آن حضرت - صلوات اللَّه علیه - همان ساعت است که دانستن وقت آن به خداوند - جلّ جلاله - اختصاص دارد، چنان‏که گذشت
. و از جمله: روایاتى است که دلالت دارد بر این‏که ظهور آن حضرت‏علیه السلام به طور ناگهانى انجام مى‏شود، مانند فرموده آن حضرت در توقیعى که در احتجاج روایت آمده است: به درستى که امر ما ناگهانى پیش مى‏آید، هنگامى که توبه، کسى را سود ندهد... . (10)
و روایتى که از پیغمبر اکرم‏صلى الله علیه وآله آمده که فرمود: مهدى از ما است خداوند امرش را یک شبه اصلاح خواهد فرمود. و روایت دیگرى که از پیغمبر اکرم‏صلى الله علیه وآله آمده که فرمود: او همچون شهاب فروزانى خواهد آمد. و روایت نبوى دیگر که در حدیثى از حضرت امام رضاعلیه السلام در کتاب »کمال الدین« آمده که به پیغمبرصلى الله علیه وآله عرض شد: یا رسول اللَّه! قائم از فرزندان شما کى خروج خواهد کرد؟ فرمود: مَثَلِ او همچون ساعت قیامت است که آن را در وقت خود کسى جز او خداى - عزّوجلّ - ظاهر و روشن نکند، شأن آن در آسمان‏ها و زمین سنگین است، شما را نیاید جز ناگهانى. (11)
و در اصول کافى از حضرت امام رضاعلیه السلام روایت شده که فرمود: هرگاه پیشواى شما دانش شما از شما برداشته شد، پس از زیر پاى خود منتظر فرج باشید. (12)
مى‏گویم: ظاهراً فرموده آن حضرت‏علیه السلام: از زیر پاى خود منتظر فرج باشید. کنایه از ظهور امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - به طور ناگهانى است، بنابراین واجب است در زمان غیبتش در هر حالى که احتمال مى‏رود با پیروزى ظهور کند، انتظارش را کشید.
اگر بگویید: این‏که ظهور آن حضرت‏علیه السلام ناگهانى باشد، با آنچه در احادیث مستفیض بلکه متواتر معنوى آمده مبنى بر این‏که: علامت‏هاى حتمى خواهد داشت که براى همه مردم معلوم خواهد شد - مانند سفیانى و صیحه آسمانى و کشته شدن نفس زکیّه - منافات دارد؟ مى‏گویم:
اوّلاً؛ انتظار لوازم ظهور در حقیقت انتظار خود آن است، پس چون به راستى دانستى که ظهور آن حضرت بعد از آشکار شدن نشانه‏هایش خواهد بود، جز این نیست که منتظر پدیدار شدن آن نشانه‏ها خواهى بود، چون آن علامت‏ها نشانه ظهور حضرت قائم‏علیه السلام مى‏باشند. خلاصه این‏که انتظارى که در اخبار به آن امر گردیده؛ انتظار ظهور مولایمان است با هر چه از علامت‏ها و آثار دارد و این بر اهل بصیرت روشن است و براى توضیح بیشتر مثالى مى‏آوریم: اگر زمامدار قدرتمندى به تو وعده بدهد که در یکى از روزهاى هفته به منزلت خواهد آمد، آیا از همان آغاز هفته با فراهم کردن وسایل پذیرایى و زینت منزل و فرش و اثاثیه مناسب، منتظر آمدنش نخواهى بود؟! به طورى که هرگاه در یکى از آن روزها بر منزل تو وارد گشت، موجبات احترام را فراهم آورده باشى و در شمار خطاکاران قرار نگیرى؟! با این‏که قطعاً مى‏دانى که آمدن او نشانه‏هاى خبر دهنده و علامت‏هاى آشکار کننده‏اى دارد، ولى چون آشکار شدن آن نشانه، از آمدنش جدا نیست، منتظر او خواهى شد با همه لوازمى که پیش از آن حاصل خواهد گشت
. ثانیاً؛ ظاهر اخبار متعددى که از امامان‏علیهم السلام روایت آمده آن است که: تمام آن آثار در یک سال واقع مى‏شوند، پس واجب است مؤمنِ منتظِر در طول سال آماده ظهور مولایش باشد، چون احتمال دارد این امر در آن سال وقوع یابد، بلکه از چند روایت ظاهر مى‏شود که آن علامت‏ها نزدیک به هم واقع مى‏شوند
. در مورد سفیانى؛ در بحار از حضرت سید العابدین على بن الحسین‏علیهما السلام آمده که در بیان علائم ظهور حضرت قائم‏علیه السلام فرمود: پیش از خروج اوعلیه السلام، خروج مردى به نام عوف سلمى در سرزمین جزیره خواهد بود، که پناه‏گاهش تکریت و کشته شدنش در مسجد دمشق واقع مى‏گردد، سپس خروج شعیب بن صالح از سمرقند پیش مى‏آید، آن‏گاه سفیانى ملعون از وادى یابس خروج مى‏کند و او از فرزندان عتبة بن ابى سفیان است و چون سفیانى آشکار شود، مهدى‏علیه السلام مخفى مى‏گردد، سپس بعد از آن خروج خواهد فرمود. (13)
مى‏گویم: از این حدیث استفاده مى‏شود که ظهور حضرت قائم‏علیه السلام مقارن خروج سفیانى، یا نزدیک به آن خواهد شد و این منافات ندارد با آنچه در روایات متعددى وارد شده، که مدّت حکومت سفیانى هشت ماه خواهد بود و آنچه وارد شده که خروج سفیانى پیش از قیام قائم‏علیه السلام خواهد بود، زیرا که منظور از قیام قائم‏علیه السلام در این روایت، خروج آن حضرت به طور علنى و آشکارا در بیت اللَّه الحرام و ظهور شریفش براى خاصّ و عامّ مى‏باشد، که روایاتى دلالت دارد بر این‏که آن حضرت‏علیه السلام ظهورهاى متعددى پیش از این ظهور تامّ خواهد داشت که تاریکى غیبت برطرف خواهد گشت و براى عموم مردم آشکار خواهد شد، چنان‏که پیش‏تر نیز به این مطلب اشارت رفت
. و امّا در مورد کشته شدن نفس زکیّه؛ در کتاب کمال الدین از امام صادق‏علیه السلام روایت آمده که فرمود: بین خروج قائم آل محمدعلیهم السلام و کشته شدن نفس زکیّه، جز پانزده شب نخواهد بود. (14)
گونه سوم: ناامید بودن از نزدیکى زمان فرج و ظهور آن حضرت - صلوات اللَّه وسلامه علیه - مى‏باشد، یعنى این‏که احتمال نزدیک بودن آن را نفى نماید، چنان‏که حال بعضى از اهل زمان ما است، آنان که عقاید و باورهاى خود را بر حدس و گمان و تخمین بنا مى‏کنند و ظاهر از دلایل، حرام بودن این‏گونه ناامیدى نیز مى‏باشد، به همان دلیل‏هایى که در گونه دوم آوردیم، زیرا که از اخبار روایت شده از امامان‏علیهم السلام چنین استفاده مى‏شود که بدین جهت وقت ظهور بر مؤمنین مخفى مانده، تا در تمامى زمان‏ها و سال‏ها منتظرش باشند، هرچند که حکمت‏هاى دیگرى نیز براى آن هست و خداوند حقایق امور را مى‏داند.

  1- بحارالانوار، 114/51 ح 10. 2- اقبال، 201. 3- بحارالانوار، 145/52 ح 67. 4- بحارالانوار، 185/52 باب علامات الظهور ذیل ح 9. 5- اصول کافى، 369/1 ذیل ح 6. 6- بحارالانوار، 111/52 باب 21 ذیل ح 18. 7- غیبت نعمانى، 103. 8- غیبت نعمانى، 104. 9- بحارالانوار، 112/102. 10- احتجاج، طبرسى، 324/2. 11- کمال‏الدین، 373/2. 12- اصول کافى، 341/1 در باب غیبت ح 24. 13- بحارالانوار، 213/52. 14- کمال‏الدین، 649/2.

آسیب شناسی انتظار(۱)


ادعای ارتباط با آن حضرت

  درباره ارتباط با امام زمان (ع)، کتاب هایى نوشته شده که در این اواخر، رواج فوق العاده ای یافته است.
این کتاب ها مشحون از حکایات و داستان ها ومطالبى است که برخى از آن ها به یقین، نادرست وبرخاسته از تصوَرات وخیال بافى هاى نویسندگانِ آن هاست ودر برخى شمه اى از حقیقت وجود دارد.
نقل این داستان ها وحکایت ها، باعث مى شود که یک عقیده درست و صحیح، به ناصواب هایى آمیخته گردد و عقائد خرافى و ناصحیح و غیر مستند در میان مردم رواج یابد .
وقتى که آقا وخانمى به راحتى و آسانى اهل مکاشفه شوند و آن را درکتاب خود بنویسند، چرا دیگران به چنین مقامى نرسند. زمانى که مدعى مکاشفه، پا را فراتر نهد ودر بیدارى، حضرت رسول (ص) و برخى از معصومین (ع) را ببیند چرا دیگران از این نعمت محروم باشند رواج این گونه کتاب ها باعث شده که در برخى از مناطق، شاهد اتفاقات عوام فریبانه و خرافى باشیم: کسى در منطقه اى مدعى مى شودکه قطره اى از خون سر امام حسین (ع) ریخته وسر مبارک حضرت را دیده است. چوپانى مدعى مى شود که غلام شاه چراغ است واز وى دستورهایى دریافت کرده است.
خانمى که از دست شوهرش فرارکرده، به مسجد روستایى مى رود ومدعى مى شود که مسجد، نظرکرده است ومریض هایى که به این مسجد بیایند شفا مى یابند. در مواردى، دختر یا زنى نظرکرده مى شود و حاجت مردم را برآورده می کند. (1)
یا سید مهدى شیوخى (م 1278هـ. ق) درکتاب بوارق الحقایق که شرح سفرهاى اوست ادعا می کند: در طوس، مهدى (ع) را دیده و ایشان آیات واورادى را در دهان وى، فوت کرده است. در این دیدار، امام زمان، چند کلمه به فارسى، با لهجه افغانى گفته، او مطلب را فهمید.
امَا زمانى که او چند واژه به فارسى می گوید، حضرت متوجه مقصود وى نمى شود، از این روى براى آن حضرت توضیح مى دهد. (2)
پیامد ناگوار این کتاب ها و عقاید برگرفته از حکایت و خواب، فضایى را به وجود می آورد که اهل تعقل و اندیشه را به عقاید شیعه بدبین می کند وزمینه انحراف هاى فکرى را فراهم می آورد و در نتیجه، مخالفان تشیع، امکان رشد وگسترش مى یابند و عقاید ناصواب عوام و عوام زدگان به نام تشیع ثبت مى شود وبه دیگران انتقال مى یابد ویک عقید ه ای که در اصل آن، تمام فرق اسلامى توافق دارند، به گونه اى مطرح مى شود که فرسنگها با اسلام فاصله دارد و میدان دفاع را بر اندیشه وران اسلامى تنگ می کند.

  1- چشم به را ه مهدى ص 35.
2- همان، ص102.