1- هزار رکعت نماز خواندن در شبانه روز کار همیشگى آن بزرگواران
نبوده است.
2- هزار رکعت نماز خواندن در شبانه روز همه وقت را نمى گیرد، بلکه وقت بسیارى براى خوراک، استراحت و... باقى مى ماند؛ خصوصاً اگر در نماز فقط حمد خوانده شود. زیرا در نمازهاى مستحبى حمد کافى است و نیازى به خواندن سوره نمى باشد. و به واجبات نماز اکتفا شود.
در یک حساب و کتاب ساده ، همان طور که گفته شد در نماز های مستحبی خواندن سوره نیازی نیست و گفتن یک سبحان الله کفایت میکنه و در سلام (حتی قسمت پایانی سلام) کفایت میکند که هر 2 رکعت روی هم حدودا 1 دقیقه وقت می گیرد و با حساب 10 ثانیه استراحت بین هر نماز حدود 10 ساعت بیشتر برای خواندن 1000 رکعت نماز طول نمی شکد.
پس این کار از نظر عقلی مشکلی ندارد و ممکن است.
3- نمازه های نافله و مستحبی را می توان در حال راه رفتن هم خواند و رکوع و سجود را با اشاره انجام داد .
در این صورت در حال طی کردن مسیر خانه تا مسجد یا خانه تا محل کار چندیدن رکعت نماز نافله می توان خواند.
4- عده اى از علما نیز این کار را انجام مىدادهاند. به عنوان نمونه علامه امینی برای اثبات این موضوع و خاموش کردن افرادی که این سخنان را میگفتند 3 شب در حرم امام رضا هر شب 1000 رکعت نماز خواندند و اثبات کردند که میشود.(الغدیر، علامه امینی، ص 30.)
به نام خدا
شکی نیست که نگاه سرآغاز لغزش و گاه سقوط و انحراف است. ممکن نیست کسی نگاه خود را کنترل نکند اما موفق به «مهار نفس و شهوت» بشود، زیرا پس از دیدن «میل و هوس» تحریک میشود.
بنابراین اولین قدم اساسی و عملی در کنترل میل و هوس ـ به خصوص برای مرد ـ مراقبت از نگاه است. اسلام دستور داده که اگر کسی به طور غیر ارادی چشمش به نامحرم افتاد، از نگاه مجدد که مسلّماً عمدی و آلوده است بپرهیزد، حتی چهره طرف مقابل را در ذهن خود تداعی نکند و از هر گونه فکر و خیال وسوسهانگیز خودداری نماید.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «نگاه به نامحرم تیری زهرآلود از ناحیه شیطان است. هر کس از ترس خدا آن را ترک گوید، خدا به او ایمانی میدهد که شیرینیاش را در دل احساس کند».(1)
براى کنترل نگاه از گناه راهکارهایى وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
1- خداباورى: اعتقاد به خدا و یقین داشتن به این که انسان در محضر او است و خدا ناظر بر تمام احوال و درون آدمى است، به انسان کمک مىکند نگاه خود را کنترل نماید. امام صادق(ع) مىفرماید: «فروبستن چشم از گناه میسّر نیست مگر این که انسان عظمت و جلال پروردگار را در قلبش دیده باشد».
از امام على(ع) سؤال شد: توانایى بر کنترل چشم چگونه حاصل مىشود؟ فرمود: «این که خود را تحت قلمرو سلطان آگاه از همه مسائل بدانى و تسلیم او باشى».(2)
2- توجه به آثار فروبستن چشم: اگر انسان بداند کنترل نگاه چه آثار و برکاتى دارد، قطعاً به ادامه آن تشویق خواهد شد. آثار و فوائدى که بر چشم پوشى مترتب است، عبارتند از:
أ) راحتى دل: کسى که چشمش را فرو بندد، دلش را آرام کرده است.
با چشم چرانى انسان احساس آرامش نمىکند، زیرا آنچه دیده میبیند، دل به سوی آن روان میشود.
زدست دیده و دل هر دو فریاد هر آن چه دیده بیند، دل کند یاد
امیرمؤمنان(ع) مىفرماید: «کسى که چشمش را فرو بندد، دل را آسوده کند».(3)
احساسات و غرایز شهوانى تمام نشدنى و سیرىناپذیر است و نفس اماره انسان را به بدى و زشتى هر چه بیشتر وادار مىکند.
امام على(ع) مىفرماید: «کسى که چشم فرو بندد، دلش را صفا داده است».(4)
ب) کشف حقایق: رسول اکرم(ص) مىفرماید: «چشمتان را فرو بندید تا شگفتیها را ببینید».(5)
ج) شیرینى عبادت را حس کردن: پیامبر مىفرماید: «مسلمانى چشم خود را از زن نامحرم فرو نمىبندد مگر آن که خداوند شیرینى عبادتش را در دل او ایجاد مىکند».(6)
د) تزویج حور العین: امام صادق(ع) مىفرماید: «کسى که نگاهش به زن نامحرمى بیفتد، پس چشمش را به سوى آسمان افکند و یا نگاهش را فرو بندد، خداوند حورالعین را به ازدواج او در مىآورد».(7)
3- توجه به پیامدهای چشم چرانى: کسى که بداند چشم چرانى چه پیامدهاى ناگوارى دارد، قطعاً به ضرر خود اقدام نخواهد کرد و نگاهش را کنتزل خواهد کرد.
چشم چرانى، زاینده گناهان و از ترفندهاى شیطان است. امام علی(ع) مىفرماید: «چشمها کمینگاه شیطان است».(8)
به نظر کارشناسان، چشمچرانى منشأ عوارضى چون دشوارى تنفس، درد اطراف قلب، تپش قلب، ضعف و خستگى عمومى، سردرد، بى قرارى و خستگى فکرى است. (9) پس چشم چرانى عوارض جسمانى و روحى بسیارى دارد که شناخت این امور در درمان چشم چرانى مؤثر است. کسى که خواهان روانى شاد و آرام است، باید از این عادت دست بردارد.
رسول اکرم(ص) مىفرماید: «کسى که چشمش را از حرام پر کند، خداوند روز قیامت چشمش را از آتش پر خواهد کرد، مگر آن که توبه کند و برگردد».(10)
در روایت دیگر مىفرماید: «نگاه تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است».(11)
حضرت مسیح(ع) فرمود: «از نگاه به نامحرم بپرهیزید که بذر شهوت و رشد دهنده فسق است».(12)
4- راندن افکار شیطانى: براى کنترل نگاه، باید اندیشه را از نفوذ افکار شیطانى دور نگه داشت، زیرا گام نخست در انحراف، فکر کردن درباره آن است. امام على(ع) مىفرماید: «کسى که در باره گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن کشیده خواهد شد».(13)
5- پرهیز از عوامل تحریکزا: تخیّلات تحریک کننده، رفت و آمد در جاهایى که نامحرم است، گفت و گو با نامحرم، دیدن فیلمها و عکسهاى مبتذل، زمینه را براى چشم چرانى فراهم مىکند.
6- دقت در دوستیابى: بررسىها نشان مىدهد که نوجوانان، اوّلین قدمهاى انحراف و تباهى را به کمک دوستان ناباب برداشته، سپس در سراشیبى سقوط قرار گرفتهاند.(14) آلودگى و انحراف، به سرعت از طریق دوستان نا اهل به افراد پاک و سالم سرایت مىکند و چشم چرانى از این قاعده مستثنا نیست.
امام على(ع) مىفرماید: «از معاشرت با مردم فاسد بپرهیز که طبیعت تو، ناخودآگاه ناپاکى را از طبع آنها دریافت مىکند».(15)
7- ازدواج: یکى از راههاى مؤثر در کنترل نگاه، ارضاى صحیح غریزه جنسى از طریق ازدواج است. رسول خدا(ص) مىفرماید: «اى گروه جوانان! هر یک از شما که قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام کند، زیرا این بهترین وسیله است که چشم را از نگاههاى آلوده و عورت را از بى عفتى نگه میدارد».(16)
8- تقویت اراده: چشم چرانى اگر به صورت عادت در آمده باشد، همچون ویژگیهای طبیعى و ذاتى، دامنه دار و پر نفوذ مى گردد و به صورت طبیعت دوم در مىآید. در این حال رهایى از این عادت ناپسند، نیاز به تصمیم و عزمى راسخ دارد. آن چه در شروع کار مهمّ است، خواستن و انگیزه داشتن است. براى مبارزه با چشم چرانى باید دو کار انجام گیرد:
الف) به خواسته نفس پاسخ مثبت داده نشود،
ب) عادت پسندیدهاى جایگزین گردد و خود را به کارهاى پسندیده مانند مطالعه کتاب و ورزش مشغول سازد.
پىنوشتها:
1ـ بحار الانوار، ج 104، ص 38.
2ـ همان، ج 101، ص 41.
3ـ مستدرک الوسائل، ج 4، ص 268.
4ـ میزان الحکمة، ج 4، ص 3289.
5ـ بحارالأنوار، ج 101، ص 42.
6ـ میزان الحکمة، ج 4، ص 3292.
7. همان.
8ـ همان، ص 3288، ح 20244.
9ـ دکتر پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 16، ص 22.
10 ـ بحارالأنوار، ج 73، ص 334.
11 ـ همان، ج 101، ص 38.
12ـ همان، ص 42.
13ـ غررالحکم، ج 5، ص 321.
14ـ محمد على سادات، راهنماى پدران و مادران، ج 1، ص 99.
15ـ ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 272.
16ـ مکارم الاخلاق، ص 10.
مبانی تدبّر
کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (29)
«این قرآن کتابی گرانقدر و پر خیر و برکت است که آن را به سوی تو فرستادیم تا همگان در آیات آن تدبّر کنند پس هدایت پذیران راهیاب شوندوعنادپیشگان عذری بر گمراهی خویش نیابند و تا صاحبان خرد به دلایل حق توجه کنند و به سوی آن هدایت گردند.»
دراین آیه شریفه ،تدبّرکردن همگان درآیات قرآن به عنوان فلسفه وحکمت اصلی نزول این کتاب آسمانی مطرح شده است.
مفهوم شناسی تدبّر
تدبّرازریشه«دبر»به معنای پشت وپشت سراشیاءاست وساختار آن از باب تفعّل به معنای اثرپذیری ودریافت اثرساختار تفعیل است. بنابراین تدبیر یعنی پشت سر هم قراردادن وتدبّریعنی پذیرفتن اثر پشت سر هم قراردادن ودریافت آن
معنای اصطلاحی تدبّر
برای فهم این اصطلاح قرآنی بایددید که خدای حکیم چه چیزی رادرقرآن پشت سرهم قرارداده است وازما خواسته که این پشت سرهم قراردادن یعنی این تدبیررا تدبّرکنیم.
تدبیر الهی درقرآن
1- پشت سرهم قرار دادن کلمات،آیه را تشکیل می دهد.وظیفه ما:تدبر در آیه و دریافت چینش الهی موجود درآن
2- پشت سرهم قرار دادن آیات،سوره را تشکیل می دهد. وظیفه ما:تدبر درسوره و دریافت چینش الهی موجود درآن
3- پشت سرهم قرار دادن سوره،کل قرآن را تشکیل می دهدوظیفه ما:تدبر درکل قرآن و دریافت چینش الهی موجود درآن
درنتیجه تدبّریعنی فهم هماهنگ ومنسجم آیات ونظم الهی موجود در آن درسطح آیه، سوره وکل قرآن
اکثرتفاسیروترجمه های موجود،نگاه آیه ای دارندوبه مرحله دوم تدبیر الهی نپرداخته اند در حالیکه این مرتبه ازتدبیرالهی بسیارمهمترازتدبیردرون آیات است.
از میان تفاسیر معتبر شیعه،تفسیرالمیزان اثرعلامه طباطبایی،تفسیری است که نگاه تدبّری به سوره های قرآن کریم داردوبرای هر سوره ای یک پیکر واحدومنسجم قائل است که غرض وجهت واحدی را پیگیری می کند.حیطه ی کاری دوره های تدبّرمربوط به این سطح از تدبّریعنی تدبّردرون سوره های قرآن است .
با توجه به نقش و اثرگذاری تدبر در فهم و درک عمیق کلام خدای سبحان ، لذا ما بر آنیم که از این دریچه راهی به سوی تدبر در بعضی از سوره های قرآن را باهم آغاز نماییم.
تدبّردرسوره مبارکه ناس
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِکِ النَّاسِ * إِلَهِ النَّاسِ * مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ
ترجمه تد بّری سوره
ای رسول ما «بگوپناه میبرم به پروردگارمردم»همان کس که عهده دارسرپرستی،تدبیروتربیت مردمان است وایشان درهمه ی نیازهایشان به او رجوع می کنند.
«فرمانروای مردم »همان که صاحب سلطه است ،قدرتش در نهایت وحکمش نافذ است و به هنگام پناهندگی پناه میدهد.
«اله ومعبود مردم»همان که بندگانش تنها برای او هستند وجز او را نخوانند ودر نیازهای خود،جز به سوی او نروند و جز مراد او را اراده نکنند و جز به خواست او عمل نکنند.
«از شر وسوسه گری که در پس پرده ی خیرخواهی نهان گردد»
«همان که در سینه های مردمان وسوسه کند».چه از جنیان که شر وسوسه شان به آدمی نزدیکتر است و چه از آدمیان که از شر وسوسه ی آنان هم امانی نیست.
*وسوسه شری است که تهدید آن در فضای غفلت دل از یاد خداست و تکرار نام خدا با عبارات «رب،ملک واله » در ادبیات پناه بردن از شر وسوسه موجب زدودن غفلت از دل آدمی و تعظیم و بزرگداشت پناه در ذهن و دل است.
*اوصاف خدا در این سوره هر بار به ناس اضافه شده است: رب الناس ،ملک الناس ، اله الناس.
سر این سخن از خود سوره قابل فهم است زیرا حیطه ی هجوم وسواس خناس سینه های مردمان «ناس» است .آری! اگر وسوسه گری سینه های ناس را هدف گرفته است ، باید بداند که ربی دارندوملکی و الهی که آنان را تحت حمایت خود قرار می دهد.
جهت هدایتی سوره
پناه بردن (اعوذ) واژه ی کانونی این سوره ی مبارکه است زیرا سایر آیات مسائل مربوط به پناه بردن را مشخص می کندو به ما می گوید که به دامان چه کسی و از شر چه چیزی باید پناه ببریم.
نکات کاربردی
1)تقویت باور پناهنده شدن به خدا از شر وسوسه گران
2)تعمیق شناخت خدای پناه دهنده
3)تحکیم رشته ی ارتباط با او
4)تکمیل آشنایی با اعتقادات و رفتارهای نادرست
5)دور شدن از معرض وسوسه ها و وسوسه گران
کلام پایانی
«ای پروردگار مردم! ای فرمانروای مطلق آدمیان! و ای اله و معبود انسان ها ما را از شر وسوسه گران جن وانس پناه ده»
تهیه و تنظیم: آزاده ابراهیمی – نفیسه تبریزی